۱۳۹۶ تیر ۲۸, چهارشنبه

رقص ايرانـــــــی



پس از هجوم تازيان به ايران چه در قادسيه نخست در زمان عمر و چه در قادسيه دوم در روزگار خمينی مهاجم و تبهکار، هنر های سنتی و تاريخی ايران نيز مورد هجوم و تاخت و تاز قرار گرفت.

نه تنها ادبيات، چکامه سرایی و نويسندگی و آزادی سخن گفتن، بکار گرفتن بازی های فکری ايرانی مانند شطرنج و تخته نرد بکه موزيک و رقص هم مورد تاخت و تاز قرار گرفت.
عرب ها پس از آمدن به ايران بجای رقص های اصيل و سنتی ايرانی رقص عربی را که جز کوبيدن پا بر زمين و بصدا در آوردن زنگوله های بسته شده به پا و چرخاندن شکم نبود را جايگزين رقص ها و سنت های موزيک ايران کردند. تا به آنجا که رقص های ايرانی فراموش و به تباهی کشيده شد ولی رقص عربی (تازی) همه جا جای خودرا در فرهنگ تهاجمی «عرب» باز کرد.


تا آنجا که امروز هر رستوران، يا محفل وگردهم آیی ايرانی هم مورد تجاوز و تهاجم رقص عربی است درحاليکه ايران بيش از صد ها گونه رقص محلی بسيار زيبا با ترنم های شاد و هيجان آور دارد.

هنر رقص در ایران همواره در نزد مردم و جامعه مورد بی‌مهری قرار گرفته و پس از شورش و تهاجم فرهنگی قادسيه دوم به هنری ممنوعه بدل شد تا به آنجا که آموزش و اجرای آن با قوانین اسلامی و حکومتی در تضاد قرار داده شد. اگر به چکامه های ايرانی وفرهنگ گذشته و برخی گل وگلدان های کنده کاری شده گذشته وباستانی نگاه بشود آثار رقص ايران در آنها هنوز موجود است. برخی نقاشی ها بر در و ديوار کاخ های بجا مانده از دوران صفوی وپيش از آن هنوز نمايانگر اين فرهنگ و هنر قوی ايران است.

رقص اصیل ایرانی (کلاسیک و سنتی) به سه شاخهء مینیاتور و کرشمه و قاجاری تقسیم می شود که هر کدام با وجود نزدیکی و شباهت و حتی همپوشانی با یکدیگر، نکات ويژه ای دارند که تمایزشان از یکدیگر را بخوبی نمايان میسازند. هر کدام از رقص های ايرانی با بخشی از موسیقی اصیل و سنتی اجرا می شوند که با هم تفاوت دارند.

یک نکتهء بسیار جالب و قابل توجه این است که این شاخه های رقص ایرانی، بخصوص مینیاتور، با وجود اطلاق سنتی و کلاسیک که روح اصالت ایرانی را در خود دارند از هنر رقص در دوران باستان آگاهی نمیدهند و همه پژوهش کننده ها آن نمونه های رقص را بيش از دوران صفوی يا قاجار نمیتوانند ببينند. درصورتيکه در آثار رودکی و پيش از او آثار رقص در ايران وجود دارد ولی هجوم عرب ها ريشه های آنرا سوزانده است.

چنانچه می دانیم  رقص کرشمه و قاجاری در دوران قاجار شکل گرفته است. و رقص مینیاتور در دورهء پهلوی با الهام از نقاشی های مینیاتور ایجاد شده و از این لحاظ معاصر محسوب می شود. اما اینکه چرا به آن ها کلاسیک و سنتی اطلاق می شود خود مبحث دیگری می طلبد.

با وجود اینکه تا کنون هیچ اقدام رسمی برای تدوین خصوصیات رقص اصیل ایرانی به شکل ملی صورت نگرفته و تکنیک های این رقص بصورت تئوری به نوشته و سند پيوند داده نشده است، اما نمی توان تلاش های عده ای از رقصنده های حرفه ای در این رشته را برای ارائه و نمایش شیوهء درست اجرای این رقص نادیده گرفت، تلاش هایی که باعث می شود آشنایی بهتری با تکنیک های صحیح این رقص ایجاد شود.

پژوهش، آموزش و اجرای رقص، در حیطه‌ ممنوعیت‌های عرصه‌ تبهکاران فرقه آخوندی ايران سخت و تنگ و پرخطر شده است که شمار بسيار کمی از هنرمندان ایرانی، به طور آشکار پا به آموزش رقص گذاشته‌اند. اگر هم کسی مانند خرداديان (يک مردبدون توجه به شيوه رفتارش) در گسترش رقص ايرانی و پايدار نگاه داشتن آن میکوشد بسياری براو و شيوه رقص هايش خرده گيری میکنند و رفتار های شخصی اورا بر مسئله فرهنگ غلبه داده وهنر رقص را به تمسخر میکشند.

به دليل حضوربرخی رقص های آلوده به افتضاح و بهره کشی «سکسی» و اطلاق «رقص ايرانی» به آن بی عفتی ها نام ايران در کنار رقص ايرانی لکه دار شده است که وظيفه ما است تا اين پديده نا هنجار را هم پاکسازی بکنيم.

همه ايرانيان تاصدای موزيک می آيد آماده رقص هستند ولی هرگاه از آنان خواسته شود «کرشمه» و «غمزه» همراه امتناع میکنند ولی در دلشان غش و ضعف میروند تا پاشنه خودرا بگردانند.

همانطور که امروز برآن شده ايم تا چکامه سرایی، فرهنگ، موزيک را زنده نگاه داريم وظيفه همه ايرانيان است تا رقص کلاسیک ایرانی را دنبال کرده و در پی انتقال تجربیات به نسل‌های بعدی باشيم. برای اينکار بايستی از پذيرش هرگونه رقص عربی (تازی) در رستوران، گرد هم آیی ها ويا کاباره های ايران خودداری کنيم و اگر کسی از رقص های غير ايرانی بهره بگيرد با آن مبارزه کرده و خواستار هرچه بيشتر رقص های فولکلور و محلی ايرانی بشويم.
https://www.youtube.com/watch?v=7_o_bEGinKc&t=31s

۱۳۹۶ تیر ۱۹, دوشنبه

عهدنامه ترکمانچای به اضافه قرارداد توتال = " توتالچای !!


از محترم مومنی روحی .
عهدنامه ترکمانچای به اضافه قرارداد توتال = " توتالچای " !!
عهدنامه ترکمانچای پیمانی بود، که در اول اسفند سال 1206 خورشیدی، برابر با 21 فوریه سال 1828 میلادی، در پی به اتمام رسیدن جنگ های میان ایران و روسیه در زمان حکومت استبدادی و بی کفایت قاجار، بین این دو کشور امضاء گردید. برای انجام شدن این پیمان حقارت آمیز، از سوی فتحعلی شاه قاجار، میرزا ابوالحسن خان شیرازی، و الله یار خان آصف الدوله، و از طرف امپراتوری روسیه نیز ایوان باسکوویچ جهت بستن این معاهده ننگین حضور داشتند. عهد نامه ترکمانچای، بعد از معاهده گلستان، و در پی شکست ایران در جنگ در قفقاز جنوبی و آذربایجان امضاء شد؛ و در طی آن، بخش هائی از قلمرو دولت قاجار در قفقاز، شامل " خانات ایروان و نخجوان " ، از حاکمیت ایران سلب، و به روسیه واگذار شدند!
بر اساس این معاهده خوار کننده، به اضافه از دست دادن چند استان بزرگ در کشورمان، ایران حق کشتیرانی در دریای خزر (مازندران) را از دست داد؛ و ملزم به پرداخت نمودن ده کرور به روسها گردید(کرور واحد پول چندین کشور از جمله ایران در دوران سلسله قاجار بود. یک کرور در آن زمان، برابر با پانصدهزار تومان محاسبه می شده است.) ؛ این مبلغ کلان بابت پرداخت کردن غرامت به روسیه در نظر گرفته شده بود. امضای این عهدنامه سراسر ننگ و حقارت، به جنگ های بین روسیه و حکومت قاجار در ایران پایان داد؛ و در ازای آن، دولت روسیه متعهد شده بود؛ که از ولیعهد وقت ایران عباس میرزا حمایت کند!


امضای قرارداد توتال هم، که در مرحله اول، فقط پنج در صد از سرمایه گذاری ایران در سال را تأمین می کند؛ با حضور پاتریک پویانه مدیرعامل شرکت توتال، عزت الله اکبری مدیر پتروپارس، و بیژن نامدار زنگنه وزیر نفت جمهوری اسلامی به امضاء رسیده است. در حال حاضر این پیمان مخالفان سرسختی دارد؛ که بعد از چند روز پس از امضای قرارداد، هنوز صدای اعتراض شان بلند است. چه بسا تا سالهای سال نیز، مانند معاهده " ترکمانچای " مورد اعتراض صاحبنظران در این رابطه واقع بشود!
خبرساز شدن این قرارداد از آن جهت است؛ که اولین قرار داد نفتی جمهوری ملاها با یک شرکت غربی، بعد از رفع تحریم های هسته ای ایران است. در عین حال، اولین پیمان در قالب قرار دادهای نفتی ایران در دو سال اخیر می باشد؛ که مورد انتقادها و مخالفت های فراوان قرار گرفته است!
مخالفان قرار داد توتال چه کسانی هستند و چه می گویند؟ عمده ترین منتقدان قرار داد با شرکت فرانسوی توتال، مخالفان حسن روحانی هستند؛ از جمله اینها، حسین شریعتمداری سردبیر و صاحب امتیاز روزنامه کیهان است؛ که در انتقاد از این قرارداد، یادداشت های زیادی را در روزنامه اش منتشر کرده است. احمد توکلی، اصولگرا و نماینده سابق مجلس شورای اسلامی، که اکنون مؤسسه ای به نام " دیدبان شفافیت و عدالت " را تأسیس کرده نیز، از جمله منتقدان این قرارداد به شمار می آید!
محورهائی که موجب بروز این انتقادها شده اند عبارتند از: - محرمانه بودن جزئیات این قرارداد، که به گفته مخالفان، می تواند موجب فساد بشود. – درز اطلاعات محرمانه میدان های مشترک به طرف دیگر این قرارداد، توسط پیمانکاران خارجی است؛ که در این مورد پیمانکار شرکت توتال است که در قطر حضور دارد. محور بعدی هم – سیاست های دولت فرانسه، که منتقدان این پیمان، آن را دشمنی با ایران برآورد می کنند می باشد!
پاسخ دولت حسن روحانی به این انتقادها چیست؟ مقام های دولتی بخش عمده این انتقادها را بی اساس می دانند. در مورد محور محرمانه بودن جزئیات، دولت گفته است برای حفظ شدن اطلاعات تجاری از دسترسی رقیبان، جزئیات را منتشر نمی کند. این روندی است که دولت پیش تر نیز، در باره برخی دیگر از قراردادهای تجاری تکرار کرده است. اما بیژن نامدار زنگنه وزیر نفت کابینه کنونی دولت حسن روحانی، بخشی از این جزئیات را اعلام نموده، و به گفته او، نیمی از درآمد فاز 11 مصروف هزینه های توسعه خواهد شد. و توتال در طول قرارداد که بیست سال است؛ در مجموع حدود بیست میلیارد دلار خواهد گرفت؛ که برابر با پانزده درصد درآمد این میدان، از عمر مفید آن است!
از طرفی دیگر، وزارت نفت جمهوری اسلامی می گوید: در قراردادهای جدید نفتی، بازپرداخت به پیمانکاران زمانی آغاز می شود؛ که میدان به تولید برسد. بنابراین، به گفته وزیر نفت، در صورتی که پیمانکاران از قرار داد خارج شوند؛ سرمایه های شان باقی می مانند؛ تا که میدان به تولید برسد. و بعد بازپرداخت آغاز گردد. البته بیژن نامدار زنگنه در مورد جزئیاتی از این قرارداد، مانند ضرر و زیان های احتمالی، که ناشی از خروج از قرارداد می شود؛ چیزی نگفته و هیچ توضیحی در این باره نداده است !
امیدواریم که آخر و عاقبت این قرارداد به خیر بگذرد؛ و مردم بی نصیب از منافع مملکت شان، بیش از این از ناکارآمدی های این حکومت اشغالگر و دولت های بی کفایت آن، دچار خسارت های افزون تر بر اینی که هست نگردند. هرچند که این مردم، دست کم آنانی که سواد و درک دستیابی به اینگونه خبرهای ناخوشآیند را دارند؛ کمی از لاک بی تفاوتی های کنونی خویش خارج بشوند؛ و اندکی از وقت شان را، در مسیر آگاهی یافتن از آنچه که این حاکمیت منفور و دزد و جنایتکار بر سرشان می آورد سیر بکنند. اما چنانچه فقط بیننده و شنونده اینگونه اخبار باشند؛ و هیچ واکنشی نسبت به آنها انجام ندهند. پیوسته " کاسه همان کاسه و آش نیز همان آش " باقی خواهد ماند!
تفاوت عهدنامه ترکمانچای با قرارداد توتال، در رابطه با زمان های روی دادن این دو مورد، و نیز ارتباط زیان های مادی و معنوی آنها با یکدیگر است. جز فاصله زمانی منعقد شدن این دو پیمان ننگین، که حدود یک قرن و نیم می باشد؛ در باره نوع متن و موضوع این دو نیز هست. در اولی حاکمان حکومت عیاشان زنباره قجری، بخش های وسیعی از سرزمین اهورائی ما را به بیگانگان بخشیدند؛ در دومی هم، ابله ترین حکومت های موجود در جهان کنونی، سیاستمداران بی کیاست جمهوری سفاک و جنایتکار آخوندی، بقیه پول های مردم ایران را، که هنوز وقت کافی برای دزدیدن شان را به دست نیاورده اند؛ را در قالب انواع قراردادهای اقتصادی، به فرصت طلبان غربی رشوه می دهند؛. تا شاید که با این حاتم بخشی های بی مورد و غیر ضروری به دیگر ممالک دنیا، بتوانند خودشان را، از انزوای همه جانبه در جهان نجات بدهند!
" توتالچای = معاهده ترکمانچای به اضافه قرارداد توتال " زنگ خطری است برای میهن پرستان ایرانی، که با دقت به این مهم توجه نمایند. کسانی که دارائی های منقول شما را به این آسانی به دیگران می بخشند. به همین راحتی نیز، اموال غیر منقول شما را، یعنی بقیه قسمت هائی از خاک میهن تان را، که روسها در زمان سلسله قاجار، دلیلی برای گرفتن آنها را نداشته اند. اکنون به خاطر نزدیکی ها و رابطه های پنهان و آشکاری که با رژیم منفور اسلامی دارند؛ از پیکره سرزمین باستانی تان جدا خواهند کرد؛ و یا اسباب به تاراج رفتن آن توسط سایر کشورهای گیتی، از جمله انگلستان و فرانسه و آلمان، حتی خود دغلکارشان را فراهم خواهند کرد!

۱۳۹۶ تیر ۱۳, سه‌شنبه

تا پریشان نشود , کار به سامان نرسد .




امید است این دید گاه که اغلب از قوّه به فعل درآمده است، در باره ی  میهن ما ومردمش مصداق پیدا کند و نیا خاک ما از رهگذر سی وهشت سال بی کفایتی ولایتمداران  رژیم اسلامی  دچار آسیب جبران نا پذیر نشود وسر وسامانی بگیرد.

آنچه که تاریخ گواهی می دهد از جمله این است که گوشهای دیکتاتورنمی شنود، اما تا بخواهید زبانش کار می کند! تاریخ موارد بسیاری  ازتکرارحماقت ویااشتباه خود کامگان را ارائه می دهد،اما آنان زمانی از خواب غفلت بیدار می شوند که بسیار دیرشده باشد.

روزیکه سربازان امریکا صدام حسین را مضطرب وبا ریش بلنداز چاله ای بیرون می کشیدند، یقیناً به یادش آمد که در انتخابات سال گذشته 98/99 مردم عراق به او رأی داده بودند! واو با چنین رایی می پنداشت که مردم عراق  پشتیبان اویند، بیاد آن روزی  افتاد که با قدرت تمام حسن البکررییس جمهور وقت عراق را با کودتایی  بر کنار وخودجای او نشست وچه کباده کشی ها که نکرد، همه در برابرش کُرنش می کردند واو مست از باده ی غرور شده بود، می خواست رویداد قادسیّه را در ایران تکرار کند، سرزمین کویت را تصرف کرد و چه کرّ وفری می کرد، از شدّت شادمانی وتکبّر از پیروزی های خود، تیر به هوا می کرد ودر برابر برخی از دولتهای منطقه شاخ وشانه می کشید، به فلسطینی ها کمک مالی برای ایستادگی در برابر اسراییل می کرد وهر چه شورای امنیّت سازمان ملل بر علیۀ دولت اوقطعنامه صادر می کرد به خرجش نمی رفت، هر قدر اورا تحریم کردند، بازهم ازلجاجت ویک دندگی دست نمی کشید، زمانی به خود آمد که دیگر خیلی دیر شده بود وبالاخره خود جانش وکشور عراق امنیّت واعتبارش را به خاطر بی کفایتی اواز دست داد و هیچکس ازمیلیونها مجیز گویانش به کمک  ومراقبت ازاو نیامدند وحتا مخفیگاهش را  عراقی ها به آگاهی ارتش امریکا رساندند.

معمّر قذافی در لیبی، که دیدیم چه بر سر او وخانواده اش آمد! هیتلر در آلمان، موسولینی در ایتالیا، بشار اسد در سوریه، چائو شیسکودر رومانی، توجوهید کی نخست وزیردیکتاتور وجنگ طلب ژاپن در جنگ جهانی دوم که کارش به خود کشی کشید وهمچنین سران ورهبران دولت شوروی که به خاطراستبداد، ودخالت در امور سایر کشورها، و صرف هزینه های کمرشکن، به قصد گسترش مرام کمونیستی، نه تنها ناگزیر به سقوط شدند، بلکه پانزده کشور از پیکر آن خارج شدند واستقلال یافتند.

آن زمان که سلطان محمد خوارزمشاه، شاه پر قدرت وپُر نفوذ  خوارزمشاهیان، با حالی نزاردر پی شکست از قوای چنگیز مغول به جزیره ی آبسگون پناه برده بود، برغروربیجا وبی موردش چه لعنت ها که نفرستاد که ایکاش در برابر پیشنهاد چنگیزبرای برقراری روابط دوستانه وبازرگانی، دست دوستی دراز می کرد وحاکم اُترار رابه خاطر کشتن نمایندگان اعزامی چنگیز، مجازات می کرد.

جناب رهبر یقیناً جمال عبدالناصر، رییس جمهوری پیشین مصر ورَجَز خوانی های اورا بر علیۀ اسراییل به یاددارند، او با آنکه محبوبیّت بسیار زیادی بین اعراب داشت ودولتهای عربی نیز پشتیبان او بودند، باآنهمه امتیاز وسخنرانیهای آتشین وجنگجویانه اش بر علیۀ دولت اسراییل که حتا با تحقیرخطاب به آن دولت گفته بود: «اهلاً وسهلاً»، در جنگی که در سال 1967بین مصر واردن وسوریه با اسرا ییل به هدف نابود کردن آن دولت ازروی کره ی زمین در گرفته بود، آنچنان خود ومتفقینش ظرف شش روز متحمل شکست فاحش شدند که  مصرنه تنها تمامی سرزمین شبه جزیره ی سینا را از دست داد، بلکه از روی نا پختگی وعدم هوشیاری ناصر، خسارات مالی وجانی وحیثیّتی زیادی برآن کشور ومردمش تحمیل شد وآخرالامرچندی نگذشت که  ناصر از شدت تأثّر با عارضۀ سکته در گذشت (کشوراردن بیت المقدس وسوریه بلندی های جولان را از دست داد وفلسطینی ها آواره تر شدند)، گفتنی است که درآن زمان دولت اسراییل هنوز به سلاح اتمی مُجهّز نبود.

جناب رهبر، به آنچه که اشاره شد، قصّۀ حسین کُرد شبستری نیست، واقعیّت های تاریخی است، مکتبی است راهنما برای حکومتگران وصاحبان قدرت واشاره به حکم قطعی تاریخ، اگر اندکی هوشیاری وخیر خواهی نسبت به مردم ایران وسرزمین ایران داشتید، به جای کبّاده کشی ها ورَجَز خوانیهای توخالی ولی تحریک آمیز، با هوشیاری مراقب دسیسه های اسراییل دراغوای برخی ازمردم نا آگاه دردرون اقوام ایرانی می شدید وبه جای بگیر وبه بند وفشار، راه مهربانی ودوستی با آنان را در پیش می گرفتید وپولهای بیت المال را به جای ریختن به شکمهای  سیری ناپذیر حماس وحزب الله وحوثی ها ووو- برای بهبود شرایط زندگی هم میهنان تان هزینه می کردید، دریغ که  دیکتاتور ها وخود کامگان همواره دیر از خواب غفلت بیدار می شوند! در این باره مثال فراوانی داریم که به مصداق مُشت نمونه ی خروار، به همین مختصراکتفا می کنیم.
آری به حکم تاریخ چنین خواهد بودآخر وعاقبت رهبرو  رژیم او که نه گوشش از آنچه که به او توصیه می شود می شنود ونه قلب مهربان ورئوفی دارد، مگرمرگ طبیعی بداد او برسد، با همه ی این حال گور ولایتمداران جنایتکار نیز در امان نخواهد بود، چرا که این کار ابتدا از سوی همین ولایتمداران با تخریب آرامگاه رضا شاه بزرگ وناصرالدین شاه و بسیاری از آرامگاه های دیگر، بدعت  وبد آموزی شد.

خامنه ای حتا گوش به آقای میر دامادی، دایی ووصلۀ تن خود نمی دهد، در یو تیوب خواهید دید که این شخص چه دل چرکینی از رفتار واعمال خواهر زاده اش نسبت به مردم بیگناه ایران وسر نوشت ایران دارد، به او توصیه می کند تا دیر نشده به جبران مافات به پردازد.

تاریخ نه چندان دوررا ورق می زنیم، هیتلرهیچگاه قصد جنگ با امریکا را نداشت، اما امریکا به پشتیبانی ازانگلیس وفرانسه وروسیه شوروی، در جنگ جهانی دوم وارد کارزار شد وبا قدرت نظامی ومالی که داشت، موجب پیروزی دولتهای نامبرده گردید واز کشور آلمان خرابه ای بیش نماند ومردم آن دچار تنگدستی ومصیبت های فراوان شدند، سهل است که کشور آلمان به دوبخش تقسیم گردید.

اگرچه دولت ژاپن خود در جنگ با امریکا مُقدِم شده بود، اما دولت امریکا با ریختن بمبهای اتمی در دوشهر بزرگ ژاپن فاجعه ای را از برای مردم بی گناه آن کشور به وجود آورد، که نه تنها قلب مردم آن سرزمین را به درد آورد، بلکه بسیاری از مردم فرهیخته ی جهان به تقبیح آن پرداختند.

با همه ی این احوال از آنجا که دولتمردان این دوسرزمین، پس از جنگ انسانهای فهیم ودور اندیش بودند، نه تنها به امریکا فحش وناسزا ومرگ بر نگفتند، بلکه برای بازسازی کشورشان به راه دوستی با امریکا رفتند ونتیجه آن شد که این دوکشور از بابت پیشرفت صنعت، جزءِ هفت کشور صنعتی جهان واز نظر اقتصاد مقام والایی را کسب کرده اند وطوق عبودیّت امریکارا هم بر گردن ندارند.

با آنهمه جنایاتی که دولت امریکا در ویتنام مرتکب گردید، دولتمردان هوشیار ومیهن دوست آن کشور، به جای مرگ بر امریکا گفتن وفحش وناسزا دادن وازدیوار سفارتخانه اش بالا رفتن، دست دوستی با دشمن خود دراز کردند وبا کمک امریکا خرابه های جنگ را مرمّـت واقتصاد خودرا رونق بخشیدند واز این راه گامهای مفیدی از برای مردمشان برداشتند.

وقتی میگوییم که خامنه ای تاریخ نخوانده است، بی جهت نیست، مگر هردولتی که با امریکا رابطه دارد، نوکرآن دولت است؟ این چه تفکّر بی معنی است!؟ دولت امریکا هنوز در انگلستان وایتالیا وآلمان  وچند کشور دیگر اروپایی، پایگاه نظامی دارد، دررژیم گذشته دولت امریکا پایگاه نظامی در ایران نداشت،  اگر به وجود مستشاران نظامی اشاره می شود، بدیهی است که سلاح های خریداری از آن دولت، نیاز به آموزش داشت، همانگونه که در حکومت جمهوری اسلامی  مستشاران روسی وچینی و کره ی شمالی نه تنها در امور نظامی، بلکه در همه ی امورحضور دارند، اگر شاه به گفته ی مخالفانش عامل ونوکر امریکا بود، کدام احمقی نوکرگوش به فرمانش را ازخانه وکاشانه اش بیرون می کند!؟ مدارک واسناد برپایی انقلاب درایران با کمک مؤثرامریکا وانگلیس وفرانسه وروسیه ولیبی وعربستان واسراییل آنقدر زیاد ودر دسترس است که جای انکارندارد.

آقای خامنه ای این دشمنی ها ودشنام دادن ها وقطع رابطه با آن دولت کردن ژست ظاهری شماست، تا اینکه در درجۀ نخست لکّه ی بر سر کار آوردن تان را توسط آن دولت به پوشانید ودر درجۀ دوم اینکه دریافته اید تا زمانیکه  رفتار وتهدیدهای شما در منطقه برقراراست، محال است که دولتهای سودا گر انواع واقسام سلاح ها، چنان چشمه ی سود آوری را کور کنند، مگر اینکه منطقه از انواع سلاح ها اشباع و وچمچه به تهِ دیگِ مالی خریداران بخورد، اگربه جز این بود شما می توانستید ضمن بر قرارکردن روابط سیاسی با آن دولت، از او اسلحه نخرید و مستشاراز هر بابت مطالبه نکنید، روابط اقتصادی با امریکا لااقل این مزایا را داشت که ملت ایران به خاطر تحریم ها دچار تنگدستی وفحشا وفروش اعضای بدن وکودکان شان وقاچاق دوشیزگان وبانوان به خارج از کشورو معتاد وحاشیه نشینی چند میلیونی نشوند، وکارخانه ها یکی پس از دیگری بسته وکارگران گروه گروه از کار بیکار نگردند وناوگان هوایی ایران گرفتار نا بسامانی ها  وسقوط نشود، به این می گویند رهبری شایسته وفهیم، نه رهبری شما، که کارتان دراین بیست وهشت سال شده فحش وناسزا دادن به این دولت وآن دولت وبیت المال رادرراه امیال پوچ شخصی تان به بیگانگان دادن وهل من مُبارز طلبیدن،آنهم با هزاران درد بی درمان واختلافات درونی که با رهبری نا خردمندانه ی شما برای مُلک وملت به وجود آورده اید، به دوست تان دولت روسیه نگاه کنید، باهمه ی دشمنی ها وکدورتهایی که ازبابت تحریم واختلافات سیاسی بین او ودولت امریکا وچند دولت اروپایی هست، با آن دولتها قطع رابطۀ سیاسی نکرده است، لذا تداوم قطع رابطه با امریکا نشان از نگرانی های شما از مُنجسم نبودن ومتزلزل بودن شرایط واوضاع داخلی تان دارد، نه از موضع قدرت شما.
اگر اندکی خرد وهوشیاری در وجود شما بود، با یک نگاه جدّی به نتیجۀ انتخابات، متوجّه می شدید که 24 میلیون تن به خاطر لج با شما، به جای کاندیدای شما (ابراهیم رییسی جنایتکار) به شیخ حسن روحانی که ظاهراً رفتار تحمل پذیر تری از خود به مردم نشان داده است، روی آوردند و به موجب آماری که رسانه های داخلی ارائه داده اند19 الی 20 میلیون تن ازرفتن به پای صندوقهای رأی خودداری کرده اند که مجموعاً چهل وسه یا چهل وچهار میلیون تن، یعنی بیش از نیمی از مردم واجد رأی دادن، به شما و کاندیدای شما، نه گفتند،  که اگر گوش شنوا ویا اندک هوشیاری در شما بود طنین این زنگ هُشدار دهنده را می شنیدید وبه چاره جویی می پرداختید،هیهات.

گاه می اندیشم که چه بهتر خواهد بود که جناب رهبر به همین نحو که تا کنون رفتار کرده است، ادامه دهد، تا با رواج بیشتر فساد و اختلاسها وبالا کشیدن دار وندار مردم دست به دهان وبحرانهای سیاسی واقتصادی واجتماعی ووو -  باشد به حکم تاریخ نوید فرجی باشد، چرا که: « تا پریشان نشود، کار به سامان نرسد».

ک – ر.  30 جون 2017 از ایمیل های رسیده 

۱۳۹۶ تیر ۴, یکشنبه

سونامى سكولاريسم , ناسيوناليسم و مدرنيسم در خاورمیانه / بقلم مانوک خدابخشیان


از مانوک خدابخشیان .
گفتيم رنسانس ايرانى خواهد امد
و گفتيم كليد رمز اينده ايران
پروژه فلورانس ايرانى است .
 برخى ميگويند درجهان عرب همه رنسانسى شده اند ...
حالا روزپس از سفر دونالدترامپ به عربسان و گشايش اطاق فرمان
ضدترور و تروريسم جهادى ؛ همه
از شرق سوىز تا شرق جاوه از رنسانس در اسلامستان عليه
اسلاميسم سياسى و جهادى
دم ميزنند !!!
تى يرى مييسان ؛ درولتر نت با
لبخند از بيروت خبر ميدهدكه
سونامى سكولاريسم و ناسيوناليسم و مدرنيسم دارد
ميايد و مدياى جهان عرب ازروز
بعداز مانيفست ضد جهادى
دونالد ترامپ يكشبه ازاين رو به
ان روشده و اكثر مفسران و
 جمعى از گزارشگران خبرى در نوشتارو گفتارهاى خود به اسلاميسم سياسى به ويژه اخوانيسم و دركنارش به
داعشيسم و طالبانيسم و
القاعده يسم و خمينيسم و
جهاديسم دلخواه گلوباليستها
واليت ليبرال تاختند و خواستار
بهار ملى عربى و سكولاريسم
را شده اند !!!
ظاهرا پيوند مثلث ترامپ و
ال سيسى ؛ ناپليون مصرى
و ملك عبدالله اردنى كارخودش
را كرد ودر ديدار در عربستان
تصميم به تغيير مسير زشت
بازى تاريخ گرفته شد تا
 بساط جهاديسم برچيده شود .
٣٥ سال پيش درمجله رايگان
هرچند بسيار زودهنگام ميامد
به مانيفست رنسانس ايرانى
اشاره كرده وجااندازى پروژه فلورانس ايرانى را تشريح كرده
و ازبازگشت به دكترين پهلويسم
براساس محوريت به پندار هاى ارزشى ناسيوناليسم و
سكولاريسم و مدرنيسم سخن
رانده و به انتظار پستچى
تاريخ ماندم ...هرحند در تمامى
برنامه هاى راديويى و تلويزيونى
بران تاكيد داشتم كه بتدريج
 سرزبان ها افتاد


رنسانس ايرانى عبور از متريكس
كهنه و پوسيده شريعتى و جلال
ال احمد؛ شاگردان نا خلف ايرانى
سيدقطب ؛ سيد دوره ديده كلاسهاى
تابستانى هاروارد بود كه پديده
نواب صفوى و فداييان اسلام را
 به ايران صادركرد
رنسانس ايرانى برگرفته است
ازپندار شيك ؛ كردار شيك و
رفتارشيك ...
رنسانس ايرانى مانيفست
ايرانيت فردايى است
نه حزب است و نه دكان
كه نظام و نوع حكومت
 تعين كند ...كه فردا را صدا ميزند
برگرفته ازفیسبوک مانوک خدابخشیان .
https://www.facebook.com/Manook.kh/posts/1089730647824545

۱۳۹۶ خرداد ۴, پنجشنبه

مصاحبه شاهزاده رضا پهلوی با i24New

نوریت بن: بسیاری از ما ایران را به عنوان کشوری می‌شناسیم که تحت شرایط سخت‌گیرانه دینی اداره می‌شود. دستوگات رهبر ارشد نظام، بالاتر از همه است. رژیم ایران در فهرست حکومت‌های حامی تروریسم است؛ رژیمی که خواستار نابودی اسرائیل است و به تازگی از سوی دانلد ترامپ، مورد تهدیدهای متعددی قرار گرفته است. امادیگران ممکن است واقعیت‌هایی کاملاً متفاوت از ایران را در دوران شاه، پیش از انقلاب ۱۳۵۷ به یاد آورند. ایران، کشوری نزدیک به آمریکا و دولت‌های خلیج فارس بود و رابطه‌ای کاری با اسرائیل داشت.
رضا پهلوی، بزرگ‌ترین فرزند شاه پیشین ایران است از زمان انقلاب در تبعید زندگی می‌کند از استودیوی ما در واشینگتن به ما ملحق می‌شود. آقای پهلوی، خیلی ممنون که با ما هستید(مهمان برنامه ما هستید).
شاهزاده رضا پهلوی: سلام نوریت، خوشحالم که با شما هستم (در برنامه شما هستم).
نوریت بن: می‌خواهم در ابتدا می‌خواهم در باره رئیس جمهوری آمریکا، دانلد ترامپ سوال کنم که به تازگی خاورمیانه را ترک کرده و به ریاض به اورشلیم و بیت‌اللحم سفر کرد. اگر رئیس جمهوری ترامپ تا کنون به طور واضح نگفته بود، اما این بار به طور خیلی مشخص به همراه حکومت‌های اهل سنت منطقه علیه جمهوری اسلامی موضعگرفت. برداشت شما از این سیاست جدید آمریکا چیست؟
شاهزاده رضا پهلوی: فکر می‌کنم که اگر او(ترامپ) را با پیشینیانش مقایسه کنید، چه دموکرات‌ها و چه جمهوری‌خواهان، که یا با رژیم معاشقه می‌کردند و یا می‌خواستند مهارش کنند، شاهد دور شدن از موقعیت قبلی هستیم. برداشت من این است که این رئیس جمهوری (ترامپ) متوجه این نکته است که باید راه حلی فراتر از تمرکز تنهاروی خود رژیم وجود داشته باشد، و الان وقت آن فرا رسیده که درباره مردم به عنوان عوامل تغییر سخن گفت و سیاستی انتخاب کرد که موجب تغییرات بنیادی شود. این تغییرات به دست رژیم انجام نخواهد شد، در نتیجه، باید از طریق مردم انجام گیرد، و امیدوارم این بحث، نه تنها از سوی ایالات متحده، که از سوی کشورهای منطقه موردتوجه قرار گیرد که ایرانیان، عامل عمده تغییر هستند و دیگر زمان آن فرا رسیده که به جای رژیم، روی مردم ایران متمرکز شویم.
نوریت بن: آیا این سیاست جدید، ایالات متحده را در موقعیتی درگیرانه و برخورد با رژیم ایران قرار دهد یا بالعکس؟
شاهزاده رضا پهلوی: مسیر برخورد و درگیری به شکلی که شما مطرح می‌کنید، با رژیمی است که نمی‌خواهد رفتارش را تغییر دهد و ترک کند، و فکر می‌کنم زمانش رسیده که برای جلوگیری از هر گونه درگیری(نظامی)، فرایند تغییر به‌دور از خشونت، همراه با یاری رساندن به مردم ایران تسهیل شود تا بر این حکومت از طریق نافرمانیمدنی غالب شوند، آن‌هم از طریق اعمال تحریم‌های هوشمندانه، که رژیم را بیش از این فلج کند تا مجبور به عقب‌نشینی شود و نهایتاً فرو بریزد. همه اینها، همراه با یک انفجار درونی و یک دوران انتقالی که امیدوارم به نتیجه‌ای دموکراتیک بیانجامد.
نوریت بن: شما به‌طور مشخص از نافرمانی مدنی سخن می‌گویید و تاکید می‌کنید که تغییر از جانب خود رژیم اعمال نخواهد شد، اول از همه، پیام شما به رئیس جمهوری دانلد ترامپ چیست تا چگونه قدمی به پیش بگذارد که به این تغییر در ایران کمک کند؟
شاهزاده رضا پهلوی: شما باید دینامک تغییر در ایران را در چارچوب سناریویی که طرح کردم، درک کنید. مهم‌ترین مولفه این تغییر، همکاری ضمنی نیروهای نظامی و شبه نظامی در این سناریوی تغییر است. در شرایط فعلی، بسیاری از آنها در موقعیت «زمین بدون صاحب» هستند. اگر شرایط را با موقعیت سال ۱۳۸۸ که جنبش سبز شکل گرفت مقایسهکنیم که از این جنبش مردم حمایت نشد، امروز، مردم ایران که تحت فشار شدید رژیم هستند، خواستار نوعی دخالت از سوی جامعه بین‌المللی برای حمایت از خویش هستند. چرا این مولفه اهمیت دارد؟ به این دلیل که فائق آمدن بر یک رژیم به شدت سرکوبگر بسیار دشوار است و نمی‌توان تنها روی نافرمانی مدنی صلح‌آمیز حساب کرد و در یک نقطه، این حمایتباید به عنوان عاملی برای محافظت از مردم حضور داشته باشد و این محافظت، تنها از نیروهای نظامی و شبه نظامی بر می‌آید. من نمی‌گویم که همه آنها برای حمایت از مردم پای پیش می‌گذارند، ولی اکثریت قابل توجهی از آنها به مردم می‌پیوندند، با علم به اینکه می‌توانند در آینده‌ای بعد از سقوط رژیم حضور داشته باشند و باقی بمانند و جایی برای آنها در آیندهایران وجود داشته باشد و سپری برای مردم در برابر بخشی از رژیم باشند، اگر آن گروه بخواهند به قتل عام متوسل شوند، درست همان روشی که بشار اسد علیه مردم خودش مرتکب شد. ما می‌دانیم که به عنوان ایرانیان، چه باید کرد و نمی‌خواهیم روی بقیه (کشورهای دیگر) اتکا کنیم. تنها می‌خواهم بگویم که کار ما زمانی راحت‌تر خواهد بود و خون کمتریریخته خواهد شد اگر از حمایت ضمنی جامعه بین‌الملل برخوردار باشیم، آن‌هم نه با سیاستی به امید تغییر رفتار جمهوری اسلامی، بلکه با هدف تغییر رژیم به نفع مردم ایران.
نوریت بن: آیا مایل هستید ایالات متحده و یا اعضای دیگر جامعه بین‌المللی نقشی فعال در تغییر رژیم بازی کنند؟
شاهزاده رضا پهلوی: بله، به این خاطر که ارزش‌های مشترکی داریم. مردم ایران که کاری با این رژیم ندارند، همان ارزش‌ها و اهداف و آرزوهایی را دارند که شهروندان کشورهای آزاد دارند. می‌خواهند از آزادی دینی، می‌خواهند فارغ از قومیت، جنسیت و دیدگاه سیاسی مورد احترام واقع شوند. زنان می‌خواهند با مردان برابر دیده شوند. مردم می‌خواهندزندگی خوبی داشته باشند. می‌خواهند از شغلی مناسب بهره‌ببرند و از پس هزینه‌های زندگی برآیند، ازدواج کنند. در صلح و امنیت زندگی کنند، چه در داخل کشور و چه با دیگران…با همسایگان ایران و دیگران در سطح جهان. تنها چیزی که سد راه ما شده، این رژیم است. تنها چیزی که ما از جهانیان می‌خواهیم، حمایت‌شان از این تلاش ما است.
نوریت بن: برای مردم ایران که شما معتقدید از دست این رژیم صبرشان تمام شده و محدودیت‌هایی را علیه مردم تحمیل کرده، چه چیزی آنها را از این نافرماندی مدنی باز داشته و مانع ریختن‌شان به خیابان‌ها مثل ۱۳۸۸ شده است؟
شاهزاده رضا پهلوی: در سال ۱۳۸۸، دو اتفاق افتاد، نخست اینکه رهبری جنبش به دنبال تداوم در چارچوب قانون اساسی موجود (جمهوری اسلامی) بود، دوم اینکه مردمی که به خیابان ریخته بودند، خواستار تغییر بودند و وقتی که دولت اوباما می‌توانست از جنبش حمایت کند، رهبری جنبش سبز هر گونه حمایتی را پس زد و گفت هیچگونهحمایتی از خارج را نمی‌خواهد که همین عملاً مردم معترض را در موقعیتی بی‌سامان قرار داد. این بار، مردم می‌گویند که وقتی زمانش فرا برسد، به خیابان‌ها می‌آییم اگر از حمایت ضمنی (قدرت‌های جهانی) برخوردار باشیم و این بار رهبری جنبش مانع حمایت‌های خارجی نشود. باز هم می‌گویم حمایت، و سخنی از مداخله به میان نمی‌آورم. حمایت، از نوع حمایت اخلاقی، حمایت اطلاع‌رسانی و دسترسی که منجر به قدرت گرفتن بیشتر جامعه مدنی در ایران شود. بقیه ما که در داخل و خارج از کشور فعال هستیم مثل حامیان حقوق بشر، فعالان سیاسی می‌دانند باید چه کاری (در جهت حمایت از معترضان) انجام گیرد، و من به به طور ویژه روی سناریوهایی مختلفی کار می‌کنم تااز مرحله‌ای که الان درونش هستیم به سوی آینده پیش ببرد و همچنین روی دوره انتقالی به ساختار آینده و نیز برنامه‌ریزی‌هایی که باید انجام گیرد
و نهادهایی که باید مورد حمایت قرار گیرند تا روان‌ترین شکل انتقال به به یک دموکراسی پارلمانی سکولار را شاهد باشیم.
نوریت بن: باز همراه با رضا پهلوی هستیم. او فرزند ارشد شاه پیشین ایران است و از انقلاب ۱۳۵۷ در تبعید زندگی می‌کند و از واشینگتن که ساکن آن است در زمینه سیاسی فعال است.
آقای پهلوی، ما داشتیم در باره دیدگاه شما برای دموکراتیزه شدن ایران در آینده حرف می‌زدیم. پیش از هر چیزی می‌خواستم از شما در باره انتخابات اخیر در ایران سوال کنم. حسن روحانی به عنوان سخنگویمخالفان، حد اقل به طور نسبی معرفی شد، آیا شما تحت تاثیر پیروزی او قرار گرفتید؟
شاهزاده رضا پهلوی: اول از همه، اجازه بدهید دینامیزم آنچه در ایران اتفاق افتاده را برای‌تان تحلیل کنم. این مانند یک رقص نمایشی کابوکی(نوعی نمایش ژاپنی) است، تنها یک بازی از سوی رژیم حاکم برایران برای اثبات مشروعیتش بر اساس مشارکت مردم است. ما سه رده از مردم را در این چارچوب داریم؛ آنهایی که از رای دادن امتناع می‌کنند، چون نمی‌خواهند به رژیم مشروعیت ببخشند. آنهایی که مجبورندرای بدهند و باید مهری در شناسنامه‌شان خورده باشد، وگرنه نمی‌توانند ادامه تحصایل بدهند و یا برای ادارات دولتی کار کنند، و آنهایی که می‌خواهند به نحوی این پیام را به شکل نوعی همه‌پرسی برسانند، که اینرای، رای به روحانی نیست و رایی برای مقابله با ساختار و خامنه‌ای است. در پایان، همه بازی‌گران حکومتی، از یک جنس هستند و از همه کشورها، اسرائیلی‌ها این مساله را بهتر از همه درک می‌کنند؛ از یکطرف ریبنتورپ(وزیر خارجه آلمان نازی) را داریم و از سوی دیگر هیملر(فرامنده شبه‌نظامیان اس-اس) و هر دو عضو حزب نازی بودند، و بر همین پایه، چه روحانی انتخاب شود و چه فرد دیگر، به رژیمی خدمتمی‌کنند که سرکوب‌گرترین حکومتی است که در طول تاریخ دیده‌ایم.
نوریت بن: آقای پهلوی، شما می‌گویید بازیگران همه از یک نوع هستند. خود شما هنوز یک چهره بسیار مهم برای بسیاری از ایرانی‌ها، به ویژه در خارج از ایران هستید. ما اخیراً شاهد اعتراضاتی در ایران و در روزکوروش کبیر بودیم، و عده‌ای خواستار بازگشت شما به ایران بودند. آیا شما بازگشت به ایران را در آینده‌ای نزدیک و یا در کل، در آینده تجسم و پیش‌بینی می‌کنید؟
شاهزاده رضا پهلوی: من همیشه در خدمت کشورم خواهم بود، حالا در هر ظرفیتی که هموطنانم خواستارش باشند. ولی در موقعیت کنونی، من تنها یک نقش دارم، و آن رهبری این جنبش تا زمانی است که ایرانی‌ها بتواننددر نهایت بگویند که ما امکان برگزاری انتخاباتی آزاد و عادلانه در ایران را داشته باشیم. بتوانیم نمایندگان خودمان را انتخاب کنیم تا مجلس موسسان قانون اساسی را تشکیل دهند و پیش‌نویس قانون اساسی نوینی را تنظیم کنند، وتمامی زوایای آن‌را به بحث بگذارند و نهایتاً از طریق یک همه‌پرسی ملی، آن‌را تصویب کنند و به ساختار مورد تایید دموکراتیک و سکولار شکل دهند. آن روز، فرایند عادی‌سازی شرایط رخ خواهد داد و مجلس جدیدی شکل خواهد گرفت و نخستین دولت‌ها از دل احزاب ایجاد شده تشکیل خواهند شد تا به این صورت، نخستین دولت دموکراتیک به‌وجود بیاید. نوریت! من هر روز با هموطنانم حرف می‌زنم. بیشترشان جوان و در دوران نوجوانی‌شان هستند…زیر بیست و در محدوده بالای بیست سالگی…نمی‌توانم تشریح کنم چقدر هیجان دارند، فارغ از سرکوبی که تحمل می‌کنند. می‌خواهند امیدوار باشند و بسیاری از آنان از من می‌خواهند که درگیر شوم و به یاری‌شان بشتابم. البته به آنها گفته‌ام که زمانش فرا خواهد رسید و شرایط باید مناسب باشد، به علاوه، از طریق من پیامی را دارند به دنیای بیرون می‌فرستند، و آن‌هم این است که ما نمی‌خواهیم مورد بی‌مهری و غفلت قرار بگیریم و امیدواریم که کشورهای دموکراتیک به خواسته‌مان توجه کنند و بدانند که ما بهترین متحدان شما در برابر دشمن هستیم. دشمنی که نزدیک به ۴۰ سال، ما را سرکوب کرده و ویرانی و عدم ثبات در منطقه و فراتر از آن بر جای گذاشته است.
نوریت بن: آقای پهلوی؛ شما به اسرائیل اشاره کردید. شما، متعلق به زمانی بوده‌اید که ایران رابطه بسیار گرمی با اسرائیل داشت. آیا می‌توانید تغییراتی را در رابطه با اسرائیل (در آینده) تصور کنید؟
شاهزاده رضا پهلوی: کاملاً! ببینید، منافع دولت‌های دموکراتیک در این است که خواستار شرایط بهتر زندگی باشند و سیاست خارجی‌ای که برپایه صلح و رابطه برادرانه با همسایگان باشد، جزئی از منافع ملی است، و رابطه با اسرائیل در همین چارچوب است. این را فراموش نکنیم که ما از دوران کورش کبیر رابطه‌ای نزدیک با یهودیان داشته‌ایم. و یک نکته را درک کنیم؛ تمایل سیستم‌های دموکراتیک رسیدن به اتحاد است. به اروپا بنگیرید و اتحادیه اروپا. این یک جاذبه طبیعی به عنوان منافع مشترک استراتژیک طرفین است. خیلی دشوار است بگوییم کشورهای دموکراتیک با همدیگر، برای عادی‌سازی و ایجاد آزادی بیشتر همکاری نخواهند کرد، تا جایی که دشمن اصلی را از دور خوارج کنیم و وقتی این دشمنان در کار نباشند، نفس راحتی خواهیم کشید و نهایتاً روی نیاز اصلی جامعه‌های‌مان متمرکز شویم؛ و فارغ از سیاست، یکی از مهم‌ترین دلنگرانی‌های من، در باره بحران زیست محیطی ایران است. کمبود منابع آب که تنها به ما ختم نمی‌شود و همه منطقه درگیر آن است و هیچ راهی برای پرداختن به این مهم وجود ندارد تا وقتی سیستمی فاسد بر ایران حاکم است. اگر ایران بدون آب بماند، کشور را چگونه از نو بسازیم؟ شاید در یک دهه آینده، ۱۰٪ جمعیت ایران مجبور به مهاجرت شود، چون آب کافی در مناطق مختلف کشورمان برای‌شان وجود نخواهد داشت و این مساله می‌تواند منجر به بی‌ثابتی شود.
نوریت بن: آقای پهلوی، بیانات خیلی مهمی بود. ما در محل تلاقی زمانی مهمی قرار داریم، به ویژه با توجه به اینکه رئیس جمهوری ترامپ، که به نحوی نظم نوین جهانی‌ای را عرضه کرد، ائتلاف‌های جدیدی که برای آینده در نظر گرفته است.

۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۹, سه‌شنبه

هم میهنان دست رد به سینه این فرقه تبهکار بزنید / بیانیه شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت انتخابات سال ۱۳۹۶


هم میهنان عزیز،جوانان آزاده ایران،
فرقه تبهکار حاکم میرود تا در دوری تازه از کلاه بر داری انتخاباتی سابقه دار خود، بار دیگر آینده و هستی شما را قربانی بقای موجودیت نکبت بار و ایران ستیز خویش کند. منافع این فرقه با منافع ملی ایران در تضاد آشتی ناپذیر هستی و نیستی قرار گرفته است. شکل گیری اراده ملی ما در نسل شما فرزندان این مرزوبوم ،نخستین گام در راستای نوزایش ایران خواهد بود.
جوانان آزاده ایرانی،
شما با درک درست خود از مفاهیم، نیک میدانید که چیدمان گزینه های حاکمیت توسط نهاد های دولت برای کلیت نظام فرقه ای،چیزی جز کلاه برداری فکری،مفهومی،سیاسی و انتخاباتی نیست.
شما  با تجربه و آموخته های خود نیک میدانید که انتخاباتی سالم،آزاد،عادلانه و رقابتی است که سازماندهی آن، نه با حکومت،که با نهاد های برخاسته از جامعه مدنی شکل گرفته باشد،شما به درستی دریافته اید که شکل گیری چنین جامعه و مدنیتی مستلزم آزادی نقد و تشویق وترویج خرد نقادی در تمامی سطوح آموزشی،تربیتی و مدیریتی در کل کشور و در میان آحاد ملت است. درنبود چنین فضایی از آزادی نقد، صحبت از انتخاب و آزادی انتخاب ،چیزی جز کلاهبرداری فکری نیست.
شما با آگاهی از وضعیت ایران و دیگر کشورها نیک میدانید که بقای استبداد در دهکده جهانی امروز، برای تداوم بخشیدن به موجودیت خود، نیازمند سیمایی رسانه ای پسند برای بزک کردن ذات متحجر خویش است. وحشت با فریب زنده است.
جوانان آزاده ایران،
از بازرگان تا روحانی، اولویت پیمانکاران یکبار مصرف و بازیافت شده نظام، حفظ فرقه ضد ملی حاکم در قدرت بوده و هست. یکی از ترفندهای شناخته شده در این راه تهی سازی واژه ها از محتوای مفهومی آنها و جایگزین کردن هویت ملی ایران با هویتی فرقه ای و کاذب است. تهی کردن انتخابات از محتوای آن، یکی از رایج ترین این ترفند ها میباشد. انتخابات فرایندی است مدنی برای حل اختلافات سیاسی از طریق عرضه دیدگاهها و بینش های متنوع و گاه متضاد به تقاضا و انحصار عرضه هرگز مولد انتخاب آزاد نبوده است! در شرایط سرکوب تقاضا و انحصار عرضه، صحبت از انتخابات کردن چیزی جز کلاهبرداری فکری نبوده و نیست.
تقسیم تخصصی کار در فرقه تبهکار حاکم،سهام وحشت را در مالکیت اصول گرایان و رانت فریب را در انحصار اصلاح طلبان قرار داده است. در چنین ملغمه بی قانونی از مطلق های متنافی، تقلیل مفهومی مباحث سیاسی و مدنی به حد اقل “شرعی”زیر آستانه “فتنه”، چیزی جز توهین به شعور انسانی نیست!

جوانان آزاده ایرانی،
با جلب رضایت قربانیان وحشت زده این فریب بزرگ، کلاه بر داران بار دیگر در پی آنند تا نسل شما را در شیادی خود شریک کنند. فرقه ، بنا به تعریف، مجموعه ایست بسته، منقطع از دنیا،تک باور و باز تولید کننده یکسانی. فرقه، بنا به تعریف و خصلت خود، بد ترین گزینه برای نمایندگی و مدیریت منفعت عام و ملی ست. فرقه خمینی، برای باز تولید ادواری خود، کمترین ابایی در نابود کردن منافع ایرانیان نداشته و ندارد. بدون رضایت و مشارکت شما، فرقه تبهکار حاکم فرو خواهد ریخت! تجربه تمامیت خواهی در قرن بیستم به ما آموخته است که آنجا که مردم از حکومت ناراضی اند، حکومت بجای آنکه خودش را تغییر دهد، مردم را عوض میکند! حکومتی از این دست، ۲۵ خرداد ۸۸ را نادیده میگیرد و از ۹ دی “ملت” سازی میکند! وحشت هر چه بزرگتر، فریب بزرگتر.
آزاد زنان و آزاد مردان ایرانی،
فرقه تبهکار حاکم هیچ اولویت دیگری جز حفظ قدرت مطلقه خویش برای خود نشناخته و نمی شناسد. فرقه حاکم برای حفظ خود تمام منابع انسانی و طبیعی ایران را نابود خواهد کرد. نسل شما دلیران ایرانی، واپسین نسل و واپسین سنگر برای رهانیدن  ایران از پرتگاه نابودی است.
جوانان آزاده ایران،
مشکل را نمیتوان با آنهایی  که کلیدی ترین نقش را در به وجود آوردن آن ایفا کرده اند، حل کرد مشکل ایران فکرت فرقه ای و حاکمیت منحط و ضد ملی موجود است. پادزهر انحطاطی که میرود تا نابودی ایران را رقم بزند، نیازمند اراده ایست ملی. شما جوانان آزاده ایرانی، نوک پیکان چنین اراده ای هستید.
جوانان آزاده میهن دلبندم.
کابوس ضحاک زمانه شمایید!
در ایران امروز، فریدون و کاوه شمایید. آرش و بابک شمایید مازیار شمایید ستارخان و باقرخان شمایید. سلحشوران رهایی ایران از ظلمت فرقه تبهکار  حاکم شمایید. در ژرفای تباهی ایران درفش کاویانی شمایید. شیر و خورشید، سیمرغ فراخ بال شمایید. نور و ایمان شمایید.
ضحاک، برای تداوم بخشیدن به عمر نکبت بار فرقه تبهکار خویش، نیازمند قربانی کردن نسلی دیگر از شماست. تعزیه انتخاباتی پیش رو در سوگ پیش هنگام نسل شما ترتیب داده شده است. چرا که فرقه ضحاک با گریه زنده است.
با باور به خود و به نسل و به میهن خود،دست رد به سینه این فرقه تبهکار بزنید! و کهن دیدارمان را از پرتگاه انحطاط نجات دهید و پیشاهنگ رهایی ایران باشید.
پیروزی و سرفرازی شما آرزوی دیرینه من است.
رضا پهلوی

http://fa.rezapahlavi.org/2017/1963

۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۳, چهارشنبه

مصاحبه شاهزاده رضا پهلوی با العربیه : مشکل منطقه رژیم تهران است نه ملت ایران


شاهزاده رضا پهلوی در اکتبر سال 1960 دیده به جهان گشود. او در حالی که هنوز هفت سال از عمرش نگذشته بود، به عنوان ولیعهد ایران تعیین شد و تا سال 1979 یعنی زمان پیروزی انقلاب ایران به رهبری آیت الله خمینی رسما در این مقام باقی ماند.
شاهزاده پهلوی از دانشگاهی در آمریکا در رشته خلبانی فارغ التحصل شد اما وی بر خلاف تحصیلات علمی، به فعالیت سیاسی علیه با رژیم جمهوری اسلامی ایران که قدرت را در سال 1979 از خانواده اش گرفته بود، پرداخت.
فرزند شاه ایران، پس از پیروزی انقلاب ایران، مجبور به ترک وطن و زندگی در آمریکا شد. وی از زندگی مشترک با همسرش یاسمین دارای سه دختر به نام های نور، ایمان و فرح است.
شاهزاده رضا پهلوی در اغلب گفتگوها و سخنرانی‌هایش، بر دمکراسی و آزادی پس از سرنگونی رژیم کنونی ایران تاکید دارد. وی به این منظور در آوریل 2013 تشکلی سیاسی به نام شورای ملی ایران تاسیس کرد و پس از مدتی به عنوان سخنگوی رسمی آن تعیین شد.
مشروح گفتگوی سایت العربیه.نت با شاهزاده رضا پهلوی:

شما خود را چگونه برای نسل جدید جهان عرب به ویژه جوانان عرب که شناخت کافی از شما ندارند، معرفی می کنید؟

من از روز نخست که مسئولیت تاریخی خود را در راستای مبارزه با رژیم حاکم ایران پذیرفتم، اولین گام را در ایفای نقش سیاسی خود برداشتم. در این مدت چند کتاب نوشتم که به خوبی بیانگر دیدگاه من درباره ایران آینده است.
تنها هدفم رسیدن به شرایطی است که هم میهنانم بتوانند در یک فضای امن و به دور از خفقان برای دستیابی به حق حاکمیت خود تصمیم بگیرند.
من از ابتدا به خوبی میدانستم که به زودی مردم ایران به ماهیت این انقلاب و رژیم برخاسته از آن آگاهی خواهند یافت که این انقلاب یک خدعه و نیرنگ بیش نبوده و در پی چاره برای رهایی بر خواهند خواست.
من معتقدم که تنها راه سعادت و پیشرفت هر جامعه، برخورداری از دانش کافی و آگاهی از حقوق فردی خویش است. خوشبختانه در این راستا نسل امروز ایران به این درجه از بینش و آگاهی لازم رسیده‌ا و ایران را از این مهلکه نجات خواهند داد.

آیا شما خود را وارث سلطنت و در نتیجه وراث تاج و تخت آخرین شاه ایران می‌دانید؟ صریح‌تر به پرسیم آیا شما خود را شاه آینده ایران می‌دانید؟

همانطور که بارها گفته‌ام تنها هدفم آزادی هم میهنانم است که بتوانند هر چه زودتر بر سرنوشت خود حاکم شوند. حکومت دغدغه امروز من نیست، در فردای آزادی باید دید که مردم چه نوع حکومتی را انتخاب می‌کنند، من به انتخاب آن‌ها احترام می‌گذارم و تسلیم اراده‌ هم میهنانم هستم.

همانگونه که واقف هستید تعدد اثنیکی، زبانی و ملی در بسیاری از کشورهای خاورمیانه بر صحنه فعالیت‌های سیاسی، مدنی و فرهنگی سایه انداخته که کشور بزرگی مانند ایران از قاعده نسبی مستثنی نیست تا چه اندازه با گروه‌های قومی از جمله کردها، ترک‌ها، عرب‌ها و بلوچ‌ها ارتباط دارید؟ چه راه‌حلی برای آینده این تنوع پیشنهاد می‌کنید؟

باور من بر این است که در یک شرایط کاملا دموکراتیک حقوق فردی و اجتماعی کلیه افراد مملکت تامین خواهد شد. همانطور که در خیزش پاسارگاد سالروز کوروش بزرگ شاه ایران به خوبی شاهد حضور همه جانبه طبقات جامعه از گویش‌ها و سنت‌ها و مذاهب مختلف بودیم. این نمایش بیانگر این بود که ایرانیان پایبند و مفتخر به فرهنگ ملی و باستانی خود بوده و در راستای سربلندی و عظمت سرزمین اجدادی خود دوش به دوش یکدیگر متحد و استوار هستند.

شما به خوبی مطلع هستید که بسیاری از کشورهای منطقه از جمله کشورهای عربی، رژیم ایران را به دخالت در امور داخلی و حمایت از شبه‌نظامیان فرقه‌گرا متهم می‌کنند، ایران آینده چگونه می‌تواند اطمینان همسایگان خود را به دست آورد؟

کشور ایران در گذشته همیشه متعهد و پایبند به یک سیاست حسن هم‌جواری و احترام متقابل نسبت به برادران همسایگان خود بوده و از این روش بهره‌مند شده است.
آن‌چه که تغییر کرده حضور رژیم ماجراجوی جمهوری اسلامی است که به منظور دستیابی به اهداف عقیدتی و گسترش نفوذ خود در منطقه، سبب تشنج و نا امنی شده است.
مشکل کشورهای منطقه با رژیم ایران است نه با مردم ایران.

شما بارها با حمله نظامی از خارج و یا عمل مسلحانه در داخل برای سرنگونی رژیم در ایران مخالفت کرده‌اید، در مقابل چه طرح جایگزنی برای ایجاد تغییر و تحول در کشورتان در نظر دارید؟

از طریق حمله نظامی هیچ‌گاه نمی‌توان به یک راه حل دموکراتیک رسید، به همین دلیل من همیشه با چنین روشی مخالف بوده و آن‌ را مردود می‌دانم. من باور دارم از طریق نافرمانی‌های مدنی و خیزش‌های بدون خشونت می‌توان با اراده و استقامت برای کسب خواسته‌های دموکراتیک مردم به نتیجه دلخواه رسید و مملکت را نجات داد.

اگر روزی نظام کنونی حاضر به مذاکره با شما درباره آینده ایران باشد، آیا چنین دعوتی را خواهید پذیرفت؟

این اگر بزرگی است، چون صورت مساله برای ما کاملا روشن است. چنانچه رژیم به همه خواسته‌های دموکراتیک مردم پاسخ مثبت دهد و شرایط لازم برای گذار به یک حکومت مردمی مشهود گردد، در چنین شرایطی می‌توان گفت که مذاکره می‌تواند معنا پیدا کند و بشود به راه حلی برای خروج از این معضل رسید.
  

آیا حاضر به گفت‌وگو با مخالفان رژیم که برخی از آنها مخالفان شما نیز هستند، هستید؟

من همیشه در دستور کارم از صحبت با مخالفین رژیم ایران کوتاهی نکرده‌ام و بهره هم برده‌ام و در بسیاری از موارد و نشست‌ها شاهد حسن نیت و نزدیکی بین اغلب این مخالفین بوده‌ام.

برخی از کسانی که مدعی هواداری از شما یا سلطنت هستند گفتمانی کم و بیش عرب‌ستیز دارند، این گفتمان در مطبوعات جهان عرب انعکاس داشته در این رابطه چه پیامی برای جهان عرب و نیز هوادارن خود دارید؟

این گفتمان به استثنای بعضی عناصر تندرو هیچ‌گونه جنبه عرب‌ستیزی نداشته بلکه از این طریق نفرت خود را در مخالفت با حکومت دینی که 39 سال است در اسارت آن به سر می‌برند ابراز داشته‌اند.
منبع اصلی . https://farsi.alarabiya.net/fa/iran/2017/05/03/