۱۳۹۸ خرداد ۱۰, جمعه

آیا دیدار نخست وزیر ژاپن از ایران،پیش مقدمه پایان ماجراست؟/ دکتر علی اکبر امیدمهر


دیدار آبه از تهران در حالتی رخ میدهد.که موقعیت جمهوری اسلامی در ضعیف ترین و بحرانی ترین شکل ممکن، در طی  چهار دهه حاکمیت اش
  در ایران قرار گرفته و در مقابل ،موقعیت ترامپ و فرستاده ویژه اش به تهران،یعنی آبه نخست وزیر ژاپن،بعنوان نماینده جامعه بین المللی ،در عالیرترین شکل خود، قرار دارد.
باین دلایل
- سه نشست اضطراری درعربستان (شورای همکاری خلیج فارس،اتحادیه عرب،سازمان کنفرانس اسلامی) با محوریت بررسی شرارت های رژیم،با تاکید بر محکومیت سیاست خارجی و منطقه ای رژیم،انجام گرفت.
-گزارش آژانس اطلاعات آلمان همزمان با دیدار پمپئو-مرکل مبنی بر اینکه ،رژیم تهران، در پی ساخت اسلحه کشتار جمعی است.
- کشف و خنثی کردن صدها شبکه فیس بوکی ،توئینری، اینستا گرامی رژیم،که برای گمراه کردن افکار عمومی در جهان و ایجاد اختلاف بین اپوزیسیون فعال بودند.
-ارجاع پرونده رژیم به شورای امنیت ،بخاطر حمله به نفت کش ها، بعنوان مقدمه ای، برای کلید خوردن مکانیزم مذکور،در اصل 42 فصل 7 منشور ملل متحد ،برای تنبیه جهانی رژیم.
-تکمیل پروسه فشار هوشمندانه (دو گام به جلو یک گام به عقب و..) همراه با تشدید تحریم های اقتصادی-سیاسی و محاصره رژیم، با دول مخالف ،اما همسو با جامعه جهانی و مردم تحت ستم ایران.با استفاده از حربه متقابل پلیس خوب در مقابل پلیس بد از سوی جامعه جهانی،( برای مثل،ترامپ در برابر رژیم به ظاهر کوتاه آمده و با اظهاراتش نقش پلیس خوب را بازی می کند.این در حالی است که پمپئو،هوک،بولتن و آژانس اطلاعات آلمان و...نقش پلیس بد را ایفا نموده و کماکان در پی تنبیه رژیم بخاطر شرارت هایش در جامعه بین المللی هستند.تا کلاهی را که رژیم بر سر باراک اوباما گذاشت.اکنون نتواند تکرار نماید.(بررسی و توجه تیم ترامپ به خواسته های مردم ایران همچون شعار اصلاح طلب،اصولگرا دیگه تمومه ماجرا.... و در نتیجه گام گذاشتن به اجرا و تحقق این شعار مردم ایران...نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران).در هر حال برد-برد نهایی، با ترامپ و تیم اش و سرانجام مردم ایران ،منطقه و جهان خواهد بود.
- اگر رژیم ،زیر بار نرود.این بار نوبت ترامپ خواهد بود.که خطاب به مردم آمریکا،دموکراتها و افکار عمومی در جهان بگوید.که من دعوت به صلح و مذاکره ..کردم.اما خامنه ای و شرکاء نپذیرفتند.حالا یا با اونا (رژیم تهران) یا با من ریس جمهورخودتان و متحدین اروپایی ،خاور میانه ای ما. و هزار البته مردم ایران بعنوان صاحبان واقعی ایران.
مراتب بالا مقدمه ای بود و هست.برای دیدار نخست وزیر ژاپن با خامنه ای که 12 شرط را بپذیرد و جمهوری اسلامی تبدیل به یک رژیم عادی و نه انقلابی-تروریستی گردد.این امر یعنی خنثی کردن سپاه ، درسرکوب های داخلی و دخالت های خارجی و اینکه شروط مزبور یک جا پذیرفته و تحریم ها تنها ، با تحقق این شروط برچیده شود.
نتیجه: 
1- در واقع و باین ترتیب،نخست وزیر ژاپن نقش ژنرال هایزر را برای خنثی کردن سپاه (یحصوص سپاه قدس) ایفاء می کند.که در اثنای شورش 57 برای اغلام بیطرفی ارتش وارد ایران شد و ارتش ایران را خنثی نمود.
2- دو حادثه دیگر رخ داده ،که سالهای آخر حکومت پادشاهی را تداعی می کند: حادثه قتل همسر، از سوی یکی از کارگزاران رده بالای رژیم و... محاکمه دیپلمات زمان شاه باتهام قتل دوست دخترخود (1) و نیزتکرار فاجعه شوم هلوکاست سینما رکس آبادان ،که آغاز شورش 57 را رقم زد.به نحوی دیگر و این بار سوزاندن سینما بهمن شیراز ،از سوی رژیم که این مسئله ،را می توان از جمله نشانه هایی ،برای خاتمه این بساط اهریمنی تلقی نمود.اکنون وظیفه نیروهای وسط و صف در نهادها و ادارات رژیم است.که به مردم پیوسته ،متحدا شیرازه مبارزه نهایی با رژیم و بدست گرفتن انجام امور کشور،در پی فروپاشی رژیم را ،بعهده بگیرند.
(1)-در کمتر از دو سال قبل از انقلاب، دیپلمات وزارتخارجه ،انوشیروان رزاق منش ،به اتهام قتل منیژه دختر ارتشبد حجازی،محکوم به اعدام شد. که بعدا با جلب رضایت شاکی خصوصی، این حکم ،به ابد تبدیل گردید.جریان این قتل و محاکمه رزاقی بطورمرتب در همه ی رسانه های آن زمان منعکس شد.این محاکمه ،وجدان عمومی را قانع نکرد و در ذهن مردم،دادگاه و قوه قضائیه محکوم شناخته شدند.گرچه رژیم جمهوری اسلامی ، از جنایت رخ داده از سوی یکی از کارگزارانش حد اکثر استفاده را، برای کلاه گذاشتن بر سر مردم ،دنبال نخود سیاه فرستادن ،لا پوشانی آنچه که در پشت پرده انجام میگیرد. با انفجار این بمب خبری بعمل می آورد.اما به مصداق... دیدی که ،خون ناحق پروانه ، شمع را ،چندان امان نداد .که شب را، سحر کند....سرانجام این قبیل خونریزی بیگناهان دامن رژیم را می گیرد.

۱۳۹۸ خرداد ۳, جمعه

شرایط 12 گانه آمریکا برای مذاکره با جمهوری اسلامی !


۱- ایران باید کلیه جزئیات ابعاد نظامی برنامه پیشین هسته‌ای خود را به آژانس بین المللی انرژی اتمی اعلام کند.
۲- ایران باید غنی‌سازی اورانیوم را متوقف کند و هرگز به دنبال فرآوری تولید پلوتونیم نرود؛ این شامل بستن رآکتور آب سنگین نیز می‌شود.
۳- ایران باید به بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی اجازه بازرسی بدون محدودیت از همه مراکز و تاسیسات را در سراسر کشور بدهد.
۴- توسعه برنامه موشکی بالیستیک ایران باید متوقف شود و پرتاب سامانه‌های موشکی جدید با قابلیت حمل سلاح هسته‌ای، دیگر انجام نشود.
۵- همه شهروندان آمریکا و همچنین شهروندان دیگر کشورهای دوست و متحد ما، که به اتهامات ساختگی در ایران زندانی هستند، باید آزاد شوند.
۶- ایران باید از حمایت از گروه‌های تروریستی در منطقه خاور میانه – از جمله حزب الله لبنان، حماس و گروه فلسطینی جهاد اسلامی – دست بردارد.
۷- ایران باید حاکمیت دولت عراق را به رسمیت شناخته و اجازه دهد شبه نظامیان شیعه آن کشور خلع سلاح و منحل شود و دوباره آنها را بسیج نکند.
۸- ایران باید از حمایت نظامی از شبه نظامیان شیعه حوثی دست بردارد و به سمت دست یافتن به یک راه حل سیاسی مسالمت آمیز در یمن گام بردارد.
۹- کلیه نیروهای نظامی تحت امر ایران در سراسر سوریه باید از آن کشور خارج شوند.
۱۰- ایران باید به حمایت از طالبان و دیگر گروه‌های تروریستی در افغانستان و منطقه، و پناه دادن به رهبران ارشد القاعده پایان دهد.
۱۱- حمایت نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از تروریسم و متحدان شبه نظامی اش در سراسر جهان باید متوقف شود.
۱۲- ایران همچنین باید به رفتار تهدیدآمیز در برابر همسایگانش – که بسیاری از آنها متحدان آمریکا هستند – پایان دهد، از جمله تهدید اسرائیل به نابودی و پرتاب موشک به عربستان سعودی و امارات متحده عربی. این شامل تهدید کشتیرانی بین المللی و عملیات خرابکارانه سایبری نیز می‌شود .

۱۳۹۸ اردیبهشت ۲۵, چهارشنبه

25 اردیبهشت روز گرامیداشت یاد فردوسی، شاعر حماسه‌‌سرای ایرانی و سراینده شاهنامه

خردنامه فردوسی؛ شناسنامه و سند هویت ایران

 زبان فارسی و خردنامه فردوسی در طول سده های متوالی پیوند طولانی و ناگسستنی با یکدیگر داشته اند، به طوری که می توان عنوان احیاگر زبان فارسی  را به «فردوسی» نسبت داد و اثر گرانقدر او را شناسنامه و سند هویت ایران عنوان کرد

حکیم ابوالقاسم فردوسی شاعر و حماسه سرای سده چهارم هجری در کنار حافظ، سعدی، مولوی و خیام از بزرگترین و موثرترین چهره های ادبیات کلاسیک ایران به شمار می رود. فردوسی بیش از هر چیز به خدمات و تلاش هایی که برای حفظ و پاسداشت زبان فارسی انجام داده است، در میان عام و خاص شهرت داشت، به همین جهت 25اردیبهشت‌ بزرگداشت فردوسی به عنوان روز پاسداشت زبان فارسی نیز نامگذاری شده است.

ابوالقاسم حسن منصور مشهور به ابوالقاسم فردوسی در 319 خورشیدی در روستای «پاژ» در شهرستان توس خراسان دیده به جهان گشود. او آغاز زندگی را در روزگار سامانیان و هم‌زمان با جنبش استقلال‌خواهی و هویت‌طلبی در میان ایرانیان سپری کرد. شاهنامه معروف ترین اثر این شاعر دربرگیرنده نزدیک به 50 هزار بیت و یکی از بزرگترین و برجسته‌ترین سروده‌های حماسی جهان است که سرایش آن دستاورد دست ‌کم 30 سال کار پیوسته این سخن‌سرای نامدار ایرانی عنوان شده است.‏ شاهنامه فردوسی، سه بخش اساطیری(از عهد کیومرث تا پادشاهی فریدون)، پهلوانی(از قیام کاوه آهنگر تا مرگ رستم و فرمانروایی بهمن پسر اسفندیار) و تاریخی(از پادشاهی بهمن تا پادشاهی یزدگرد) دارد که هر کدام از داستان های این کتاب ارزشمند با داشتن یک هسته مرکزی برپایه حکمت و خردورزی عنوان شده و به بیان حکایت پهلوانی ها، عواطف و احساس های مختلف مردم یک روزگار و نمادهایی از میهن دوستی، فداکاری و جنگ و ستیز پرداخته است.
تاثیرگذاری شاهنامه فردوسی بر ادبیات ایران و جهان امری انکارناپذیر محسوب می شود، از الهام و تاثیرپذیری عطار نیشابوری در کتاب به یاد ماندنی و ماندگار تذکره الاولیا تا ناصرخسرو، سنایی غزنوی، انوری، خاقانی، مولوی، سعدی، اوحدی مراغه‌ای، عبید زاکانی، حافظ، جامی و بسیاری دیگر از شاهنامه بهره بردند. در ادبیات جهان نیز شاهد الهام و ادای دین بزرگان ادبیات و شعر به حکیم ابوالقاسم فردوسی هستیم چنانکه یوهان ولفگانگ گوته (شاعر و نویسنده آلمانی) و ویکتور هوگو (شاعر و نویسنده بزرگ فرانسه) در کتاب های «دیوان شرقی از مؤلف غربی» و «شرقیات» از فردوسی نامبرده و نسبت به او ادای احترام کردند.
فردوسی با سرایش شاهنامه، پایه‌های زبان فارسی را چنان استوار ساخت که بعد از آن، فراموش‌شدن و از میان رفتنش محال بود. زبانی که ما امروز بدان سخن می‌گوییم، با اینکه واژگان غیرفارسی زیادی در آن وجود دارد، هنوز فارسی است. زبانی که بنیاد و اساسش را فردوسی و شاهنامه برای ما حفظ کرده اند. این زبان، چنان زنده و در واژه‌سازی توانمند است که امروز نیز می‌تواند به‌گونه‌ای گسترده از واژگان بیگانه بی‌نیاز باشد.
بنابراین با عنایت به گفته های پیشین نامگذاری روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی به عنوان روز زبان فارسی و پاسداشت آن، بهترین و شایسته ترین اتفاق و تصمیمی بوده که در جهت ارتقای ادب و فرهنگ پارسی گرفته شده است. ایرنا به بهانه روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی با «راضیه موسوی» زبان شناس و پژوهشگر فرهنگ و زبان های باستانی ایران گفت و گو کرده است. متن این گفت وگو را در ادامه می خوانیم:
- دلیل شهرت و ماندگاری شاهنامه به عنوان یکی از بزرگترین نوشته های ادبیات کهن فارسی چیست؟
* واژه مادر هیچ گاه فراموش شدنی نیست مثل زبان مادری و مام وطن. آن چیز که با اصل و ریشه ما پیوند دارد، شاید زمانی کمرنگ شود اما هرگز ناپدید نمی شود و پس از مدتی با جلوه بیشتری ظهور می یابد. فردوسی از چیزی حرف می زند که چیستی و هستی ماست، یعنی عشق به مام وطن و زبان مادری. عشقی که هرگز از میان نمی رود. این عشق مشترک به ایران و زبان پارسی سبب جاودانگی فردوسی شده است.

از طرف دیگر شاهنامه تنها یک اثر حماسی نیست که از سر احساسات میهن پرستانه سروده شده باشد، بلکه همچون دایره المعارف بزرگی به شمار می رود که دربردارنده اطلاعات مهمی در زمینه های مختلف از تاریخ، اسطوره و فرهنگ گرفته تا فنون جنگاوری، رموز پهلوانی و علوم و هنرهای گوناگون است. برای جاودان شدن یک اثر و یک شاعر، این ها دلایل خوبی هستند. شاهنامه کتابی است که سینه به سینه نقل و در به روزترین کتابخانه ها و محافل علمی بررسی و تحلیل می شود.
- درباره سبک و ویژگی آثار فردوسی توضیح دهید؟
* درباره اندیشه، جهان بینی و محتوای اثر سترگ شاهنامه در پرسش های پیشین سخن گفتیم اما درباره سبک و ویژگی های ظاهری شاهنامه باید گفت که این اثر پیرو سبک خراسانی و در قالب مثنوی سروده شده و به بیان داستان و حماسه سرایی پرداخته است و باید دانست فارسی نویسی و پرهیز از به کارگیری واژگان عربی از ویژگی های سبک خراسانی و فردوسی بسیار کوشیده است که کمترین استفاده را از واژگان عربی انجام دهد. همچنین شاهنامه دربردارنده آرایه های ادبی گوناگون از جمله جان بخشی به اشیاء، اغراق، ترکیب ها و عبارت‌هایی کنایی، جناسی، تشبیه، واج آرایی، لف و نشر، ایهام و پارادوکس است که خواندن این کتاب را لذت بخش تر می کند. اگر این ویژگی های سرشار ادبی را در کنار اندیشه های خردورزانه و انسان دوستانه فردوسی بگذاریم، به طور قطع می بینیم که ما با یک شاهکار ادبی یا بهتر بگوییم بهترین شاهکار حماسی جهان روبرو هستیم.

- درباره تاثیرات فرهنگی و ادبی فردوسی بر ادبیات کلاسیک و فرهنگ معاصر ایران چه ارزیابی دارید؟
* فردوسی زمانی شروع به سرایش شاهنامه کرد که به دلیل هجوم اعراب، زبان فارسی از رونق افتاده بود. اگر وی از چنین کار ارزشمند و سترگی دست می کشید، دیگر معلوم نبود که آیا اکنون ما به زبان شیرین فارسی سخن می گفتیم. زمانی که واژگان فارسی به سرعت جای خود را به واژگان عربی می دادند، فردوسی با بینشی خردمندانه به ثبت کلمات اصیل و البته مهجور پارسی پرداخت و مانع نابودی آنها شد. واژگانی که پیش از آن در متون پهلوی و اوستایی بازمانده بود اما تنها موبدان می توانستند آنها را بخوانند. وی همچنین به ثبت تاریخ، اسطوره ها، افسانه ها و فرهنگ های اصیل ایرانی پرداخت و پلی میان ایران باستان و ایران پس از اسلام بنا کرد و باعث شد، گذشته خویش را فراموش نکنیم.

پس از شاهنامه فردوسی، حماسه سرایی در میان ایرانیان رونق بیشتری یافت و حماسه های ارزشمند تحت تأثیر این اثر سروده شد. مانند گرشاسپ نامه اسدی، بهمن نامه وکوش نامه ایران شاه، برزونامه عطایی رازی و... که نام بردن از همه آنها در مجال این گفت وگو نیست. وقتی شاعرانی همچون سنایی، قاآنی، سعدی، حافظ و... در آثارشان برای بیان مفاهیم خود از قهرمان‌ها یا داستان های شاهنامه بهره می گیرند، بی شک شاهنامه منبع شناخت و الهام آنهاست.
- مهمترین اقداماتی را که می بایست جهت پاسداشت زبان فارسی انجام شود، چه می دانید؟
**موسوی: زبان فارسی روزهای سختی را پشت سر نهاده است. بنابر برخی روایات تاریخی در سه دوره زمانی، نوشته های مکتوب زبان فارسی سوزانده شدند و از میان رفتند. نخست در حمله اسکندر رومی به ایران؛ بنابر گفته ابن ندیم در «الفهرست»، تعداد زیادی الواح گلی، چوبی و سنگی که در کاخ آپادانا نگهداری می شد به فرمان اسکندر سوزانده یا به اسکندریه فرستاده شد، همچنین به روایتی 20 هزار چرم گاوی که اوستا بر آن نوشته شده بود، سوزانده شد که در کتابخانه استخر نگهداری می شدند. دوره دوم به مقطع زمانی حمله اعراب به ایران مربوط می شود. آنگونه که در کتاب مقدمه ابن خلدون آمده است، کتابخانه چندی شاپور به دست فاتحین سوزانده و در خوارزم نیز کتاب های مغان نابود شد و مقطع سوم حمله مغولان به ایران بود که آنان نیز کتاب ها را سوزاندند و از نسخه های گرانبها به عنوان سوخت استفاده کردند اما با وجود اینکه زبان فارسی حتی در مقاطعی از رونق افتاد، باز هم به حیات خود ادامه داد. این امر ظرفیت بزرگ زبان پارسی را برای ماندگاری نشان می دهد.

امروزه با بیان مفهوم دهکده جهانی، فرهنگ ها و زبان ها به طرف یکی شدن پیش می روند و همچنین از دیدگاه زبان شناسی، زبان به مرور به سمت ساده شدن حرکت می کند که در این مسیر ممکن است تغییراتی در شکل اصلی زبان ایجاد شود که همگی امری ناگزیر هستند اما در این میان با افزایش حجم تولید فناوری های جدید و ورود نام های بیگانه و خارجی به زبان فارسی چه باید کرد. خوشبختانه ما از طریق متون کهنی که همه به زبان های ایرانی باستان و میانه هستند، امکان دسترسی به گنجینه های ارزشمند واژگان اصیل پارسی را داریم. واژگانی که متخصصان زبان های باستانی و گویش های ایرانی با آنها زندگی می کنند. واژگانی که می توانند جایگزین های شایسته ای باشند برای واژگان بیگانه ای که ناآگاهانه به کار می بریم. از طرف دیگر زبان پارسی، زبانی پیوندی است یعنی از طریق چسباندن پیشوندها و پسوندها به ریشه و ماده می توان واژگان بسیاری تولید کرد و این مانع عقیم ماندن این زبان در تولید واژگان جدید می شود.
در میان متون کهن بازمانده به زبان های باستانی ایران (اوستایی و پهلوی)، به متن های فلسفی، پزشکی، دینی، اخلاقی، کلامی، حماسی، مناظرات، شعر، داستان و... بر می خوریم که نشان از توانایی علمی زبان فارسی دارد. پس می توان استنباط کرد که این زبان از قابلیت های بسیاری برخوردار و بی جهت نیست که از هزاره ها تا کنون جاودان مانده است. باید از متخصصان رشته های مرتبط هم چون فرهنگ و زبان های باستانی ایران، ادبیات فارسی، زبان شناسی، گویش شناسان، فرهنگ نویسان و نویسندگان کمک گرفت و در حرکتی میهنی برای پاسداشت زبان فارسی کوشید. همچنین در اقدامی فراملی ضروری به نظر می رسد که کشورهای وارث تمدن ایرانی و فارسی زبان ها، همدل و همراه برای پاسداشت این زبان تلاش کنند.
- بهترین راهکار برای آشنایی و پیوند نسل جوان با اندیشه و فرهنگ کهن فارسی به ویژه حکیم ابوالقاسم فردوسی چیست؟
* مخاطب امروز دیگر حاضر نیست تا نیمه های شب، زیر نور شمع کتاب بخواند یا برای یافتن کتاب شرق تا غرب را بپیماید. همه به دنبال ساده ترین و راحت ترین راه برای آموختن هستند. از نسل جدیدی که در بستر فناوری های پیشرفته، رسانه های گوناگون و شبکه های اجتماعی رشد کرده است، نمی توان توقع داشت که با همان مشقت و پشتکار پیشینیان، تمام متون کهن را بخواند.

در وهله نخست، بهتر آن است که داستان های شاهنامه را از طریق ساخت پویانمایی ها و فیلم های کوتاه و بلند به نسل جدید عرضه داشت. به وسیله کتاب های داستان، و شعر کودکانه و تصاویر رنگارنگ باید کودکان را با شخصیت های شاهنامه و مفاهیم آن آشنا کرد. با ساخت کلیپ های موزیکال که کودکان آن را دوست دارند بایستی در آنها شوق ایجاد کرد. باید در مدارس از دانش آموزان خواست که داستان های شاهنامه را به صورت تئاتر بازی کنند. اینها سبب می شود نسل جدید، شاهنامه و فردوسی را بشناسند و در سنین بالاتر تصمیم بگیرند این کتاب ارزشمند را بارها و بارها بخوانند.
خوشبختانه در سال های اخیر شاهد افزایش نقالی در میان نسل جدید کودکانمان هستیم که بسیار باعث خرسندی اهالی فرهنگ و ادب نیز شده است. امروزه بزرگترین ابزار، هنر است و در صدر آن، سینما، شعر و موسیقی قرار دارد و نسل جوان گرایش و تأثیر بسیاری از آنها می پذیرد. پس نباید تأثیر این مهم را نادیده گرفت. ساخت اُپرای ارزشمند «رستم و سهراب» به وسیله «لوریس چکناواریان» و پویانمایی «آخرین داستان» از طرف «اشکان رهگذر» برداشتی آزاد از داستان ضحاک و برنده سیمرغ بلورین بهترین انیمیشن جشنواره فیلم فجر و نیز فعالیت های ارزشمند باشگاه شاهنامه پژوهان به بنیانگذاری «کوروش جوادی» نمونه های شایسته این حرکت خوب به شمار می روند.
- دلیل نامگذاری بزرگداشت فردوسی به روز پاسداشت زبان فارسی چیست؟
* در میان شاعران ایران، هر فردی رسالتی را برای خود برگزید. سعدی بار عاشقانه ها و خیام بار فلسفه را به دوش کشیدند. مولانا در وادی عشق و عرفان حیران و حافظ شهره به رندی و عالم سوزی شد اما در این میان بی شک، حکیم ابوالقاسم فردوسی تنها شاعری بود که تمام زندگی خود را وقف احیای زبان فارسی، ثبت تاریخ، فرهنگ و اسطوره های ایرانی کرد، پس چه فردب شایسته تر از او می یابید.

چنان که در شاهنامه می گوید:
بناهای آباد گردد خراب
ز باران و از تابش آفتاب
پی افکندم از نظم کاخی بلند
که از باد و باران نباید گزند
بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی
جهان کرده ام از سخن چون بهشت
از این بیش تخم سخن کس نکشت
نمیرم ازین پس که من زنده ام
که تخم سخن را پراکنده ام

بهارنیوز

۱۳۹۸ اردیبهشت ۱۲, پنجشنبه

بیانیه شهبانو فرح پهلوی به مناسبت زادروز جاویدنام شاهزاده علیرضا پهلوی

به یادفرزند برومند از دست رفته ام . 9 اردیبهشت برابر با زادروز فرزند دلبندم علیرضاست . فرزندی که همگان او را به انسانیت و فروتنی، به عشق بی پایانش به دانش و پژوهش می شناختند. بی دلیل نبود که بخش بزرگی از زندگی کوتاهش را وقف شناختن تاریخ و تمدن وفرهنگ پر بار میهن باستانی اش کرد. بیهوده نبود که دوری از چنان دیار بی مانندی را بر نمی تابید و هرگز جانشینی برایش نیافت و نشناخت.آتشی که مرگ فرزند، به هر سن و سال به هرشکل و خوی، به هر فطرت و طینت، در دل بر می افروزد، خاموش شدنی نیست، چه رسد به مرگ فرزند در نو جوانی، فرزندی کوشا و سر زنده، فرزندی خوش روی و مهربان و پرتوان. رفتن برقآسای چنین فرزندی را مشکل بتوان از یاد برد بر داغ از دست رفتنش مرهمی نمیتوان گذاشت . دراین سالروز تولد فرزند دلبندم، همدردی های بی آلایش هزاران از هم میهنان مهربانم هرگز از یادم نمی رود. باز هم از آنان و از محبت بی دریغشان بسیسپاسگزارم و برایشان، برای همۀ مادران هم میهنم، نیک بختی و آسودگی خیال آرزو می کنم.

۱۳۹۸ فروردین ۱۹, دوشنبه

پیام آمریکا به سپاه تروریستی پاسداران و جهان


کاخ سفید واشنگتن امروز رسما سپاه پاسداران را در فهرست سیاه سازمان های تروریستی آمریکا قرار داد. این نخستین بار است که آمریکا بخشی از یک حکومت و یک سازمان رسمی نظامی را در فهرست گروه‌های تروریستی قرار می‌دهد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، رئیس جمهور آمریکا عصر امروز بیانیه‌ای را در این باره امضا کرد که در آن آمده است: امروز به طور رسمی برنامه دولتم برای تروریستی اعلام کردن نیروهای سپاه پاسداران رژیم ایران را اعلام می‌کنم. این گام بی‌مانند نشان‌گر آن است که رژیم ایران نه‌تنها یکی از حامیان اصلی تروریسم است بلکه فعالیت‌هایی که سپاه پاسداران در آن دخیل است، تروریسم را ترویج و حمایت مالی می‌کند. سپاه پاسداران رژیم ایران وسیله اصلی این رژیم برای اعمال و حمایت از کمپین جهانی تروریسم است
ترامپ تاکید کرد که هرگونه رابطۀ مالی و تجاری با سپاه پاسداران، حمایت از تروریسم محسوب می‌شود
رییس جمهوری آمریکا افزود: این تصمیم، پیام روشنی به تهران است تا بداند حمایتش از تروریسم پیامدهایی جدی خواهد داشت. ما به‌دلیل حمایت رژیم ایران از اقدامات تروریستی و تا هنگامی که این رژیم از رفتار یاغی‌گرانه و بدخواهانه خود دست نکشد، ما به فشار مالی خود و افزایش هزینه برای رژیم ایران ادامه می‌دهیم.
خبرگزاری فرانسه نوشت: این اقدام بی سابقه آمریکا می تواند به انزوای بیشتر رژیم ایران در منطقه‌ و در سطح بین‌المللی منجر شود و احتمالا تبعاتی نیز برای نیروهای نظامی و سیاسی آمریکا در خاورمیانه و دیگر مناطق جهان در بر داشته باشد
وزیر امور خارجه آمریکا در کنفرانسی خبری با اشاره به قرار گرفتن نام سپاه پاسداران در لیست سازمان‌های تروریستی آمریکا گفت: این اقدام آمریکا پیام روشنی به قاسم سلیمانی و گروه‌های تحت نظر اوست مبنی بر اینکه رفتار غیرقانونی رژیم ایران در منطقه قابل قبول نیست و ما از متحدان خود می‌خواهیم از تصمیم آمریکا حمایت کنند
مایک پمپئو در پاسخ به اینکه تصمیم آمریکا چه تبعاتی برای نیروهای آمریکایی در منطقه خواهد داشت، اظهار کرد: من دیدم جواد ظریف حرف‌های زیادی در این رابطه زده است. ما به طور خصوصی و بین‌المللی پیام خود را به رژیم ایران داده‌ایم که هرگونه حمله به منافع آمریکا پیامدهای ناگواری دارد.
وزیر امور خارجه آمریکا گفت: خون سربازان آمریکایی روی دست سپاه تروریستی پاسداران است. اعضای سپاه نه انقلابی، بلکه دزدان و مسئولان فاسدی هستند که از قدرت خود سوءاستفاده کرده‌اند
برایان هوک، رییس گروه ویژه امور ایران در وزارت خارجه آمریکا نیز که در این کنفرانس خبری حضور داشت گفت: سپاه در سرکوب مردم ایران نقش موثری دارد و این تصمیم باعث کاهش سرکوب‌ها علیه مردم ایران می‌شود
هوک همچنین گفت: سپاه بازوی قدرتمند رژیم ایران است. سپاه در نیمی از اقتصاد      
ایران سهیم است و ما به جهان می‌گوییم که معامله با سپاه چه عواقبی خواهد داشت
برگرفته از  ایران پرس نیوز

۱۳۹۸ فروردین ۶, سه‌شنبه

«تخت جمشید» پس از فروکش کردن سیلاب / تصاویر

این تصاویر پس از بارش شدید باران، بعدازظهر روز دوشنبه پنجم فروردین از تخت جمشید گرفته شده است
عملیات تخلیه آب و هدایت آن به سمت کانال‌های دفع آب، صاف کردن شن‌ها و بازسازی مسیر گذر بازدیدکنندگان پس از بارش شدید باران از ظهر روز دوشنبه توسط تیم حفاظت و مرمت میراث جهانی تخت جمشید آغاز شده

۱۳۹۷ اسفند ۹, پنجشنبه

برگردان فارسی کتاب اندرو اسکات «سقوط بهشت» | سرنگونی شاه يک خودکشی دسته‌جمعی ملی بود ! بخش شانزدهم، از فصل اول


«بخش شانزدهم، از فصل اول»
قدرت ممکن است مطلقه بوده باشد ؛ اما شاه که برنامه‌ريزی در وجودش ريشه داشت ؛ قصد و غرض ادامه‌ی پادشاهی را تا دم مرگ نداشت و حداقل در آخرين دهه ی حکمروائی‌اش به آشکار از قصدش مبنی بر کناره‌گيری به محض اطمينان از اينکه پسر ارشدش آماده‌ی تصاحب تاج و تخت باشد به روشنی سخن گفته بود . در اکتبر ۱۹۷۱ در حين هفته‌ی جشن های باشکوه پادشاهی ايران؛ شاه در يک مصاحبه‌ی تلويزيونی جهانی در پيش چشم همه اعلان کرد که چشم انتظار روزی‌ست که وظايفش را واگذار کند او به گزارشگران بيست کشور از اقصی نقاط جهان که برای گزارش جشن بزرگ جمع شده بودند گفت: اين يک ايده ی تازه ای نيست"
"پدرم هم قصد چنين کاری را داشت " در دسامبر ۱۹۷۲ در کناره های دريای خزر نيز او قصدش را با دوستان خانوادگی درميان گذاشت
دوران رضا از دوران من متفاوت خواهد بود"
او اضافه کرد : سالش بشود من در شمال استراحت خواهم کرد و اگر مشگلی برايشان پيش آمد
ميتوانند بيايند و مرا ببينند " بار ديگر در سپتامبر ۱۹۷۵ به نيويورک تايمز گفت که او به محض آنکه اطمينان يابد<
من قصد دارم که کشور بهتری بسازم و برای پسرم به ميراث بگذارم؛ بهتر از آنچه که از پدرم به من به ارث رسيد"
آن زمان که به سن ِ رضا بودم ؛ صدائی را شنيدم که در باره‌ی سرنوشت ايران درگوشم زمزمه می
کرد "
نمی‌خواهم پسرم در عوض به تحقق در آوردن يک رويا ، ميراث دار آرزوها باشد"
"وقتی که رضا" هيچ چيز قادر به تهديد‌ش نباشد " کناره‌گيری خواهد کرد .
او کاملا متعهد بود که از کار کناره گيری کند و تفويض قدرت با يک مديريت مرحله به مرحله‌ای را به پسرش را سامان بدهد در بهار ۱۹۷۶ شاه چنين استنتاج کرد که : ايران بزرگتر و پيچيده‌تر و بی‌ثبات‌تر از آن است که يک نفر به تنهائی بر آن حکمفرمائی کند . با رکود درآمد نفتی و و رکود اقتصادی، جامعه عصبی شده بود
برای اولين بار از اوايل دهه شصت ميلادی ؛ هر چند بی اعتماد به دموکراسی پارلمانی که او برای بی‌ثباتی منتج در سال های آغازين بر تخت نشستن خود اين روش را سرزنش می‌کردخود شاه اين نتيجه رسيده بود که زمان آن رسيده که " سوپاپ‌های اطمينان " را با گشودن سيستم سياسی باز کند .
در اولين پله ی اصلاحات ؛ چند خصيصه‌ی ناخوشآيند رژيم‌اش را رفع کرد
برای رفع مظالم از ليبرال ها و طبقه متوسط شهری، شاه از قوانين جديد برای حمايت از حقوق زندانيان سياسی و منع شکنجه پشتيبانی کرد.
او از کميته‌ی بين المللی صليب سرخ برای بازرسی از زندان های ايران دعوت به عمل آورد
او دستور داد که سانسور تقليل پيدا کند ، انتقاد عمومی از دولت را تشويق کرد و به تحقيق و تفحص درباره‌ی اختلاس در سطوح بالا فرمان داد
برنامه ‌ائی برای بازگرداندن قدرت به استان‌ها ؛ جلوگيری از اتلاف منابع و کاهش بروکراسی و کاغذ بازی ادارات دولتی اعلان شد
راضی از چگونگی انجام فاز اول اصلاحات ؛ يکسال بعد يعنی در تابستان ۱۹۷۷ شاه از اعمال مديريت هر روزه‌ی وزارت خانه ها پا پس کشيد و به نخست وزير جديد‌ش اختيار اين را داد که تصميم‌گيری‌ها را انجام دهد
گروه‌های او پوزيسيون تا آنجائی که اصول اساسی سلطنت را به چالش نکشند ؛ مجاز به گرد همايی و سازماندهی شدند.
يک زمان بود که صفحه‌ی اول روزنامه‌های ايرانی ؛ هر روز آراسته با پرتره‌ی شاه بود .
در پاييز ۱۹۷۷ ناظران زيرک متوجه شدند که مشخصات شهبانو فرح مطرح شد و اين که او به صحبت در مورد مسائل مهم روز مشغول شد.
در ژانويه ی ۱۹۷۸ شاهزاده ی تاجدار رضا با اولين مسافرت عمده‌ی برون مرزی‌اش که برای بازديد از نيوزلند و استراليا و تايلند برنامه ريزی شده بود، بيشتر پديدار شد .
اين سفرهای رسمی اولين از نوع خود در يک رشته از مسافرت‌های رسمی بودند که ؛ برای سال آتی تدارک ديده شده بودند تا وارث ِ جوان سال تاج و تخت را به مخاطبان بين المللی بشناساند و نشانگر مرحله‌ی بعدی از آموزش های او برای پادشاهی بود .
در پايان هر روز شاه به عمارت بزرگ بر ميگشت تا پيش از صرف شام يکساعتی را تمرين کند
بالای پله‌ها و در اقامت‌گاه اصلی نزديک اتاق خوابش يک اتاق که بيشتر به اندازه ی يک انباری کوچک بود را برای محل تمرين اختصاص داده بود پيشکارش امير پور شجاع يک بار به او پيشنهاد داده بود که ممکن است دوست داشته باشد که فضای بزرگتری را با الحاق حمام به آن اتاق به اينکار اختصاص دهد
نع" شاه پاسخ داده بوداين از فضای کافی برای من هم بيشتر است "
برنامه‌ی تمرين روزانه ی او شامل حرکات ورزشی سوئدی بود که با يک دمبل زدن ۴۵ دقيقه‌ای ادامه پيدا ميکرد پورشجاع با وضعيت بدنی اربابش به خوبی آشنائی داشت. او در اتريش به عنوان ماساژور حرفه ای آموزش ديده و مدرک دريافت کرده بود و پس از پايان هر تمرين يک مشت و مالی به شاه ميداد . در ۵۸ سالگی هنوز هم شاه از نظر فيزيکی بدنی حسادت برانگيز داشت امير پی برده بود که فارغ از گذشت سال و فصل به نظر می‌رسيد که شاه اصلا وزن کم يا اضافه نمی‌کند پس از ماساژ شاه برای صرف شام لباس می‌پوشيد و به همسرو اعضای خانواده اش می‌پيوست که در پائين پله‌ها در اتاق غذاخوری بودند و يا اينکه او با فرح به خانه های مادر شاه و يا خواهرانش برای صرف شام می‌رفتند . با اينکه همواره از غذاهای سنتی ايرانی برای شام استفاده می‌کردند شاه مراقب اين بود که از بدتر کردن اوضاع معده‌ی حساس خود بپرهيزد يکی از غذاهائی که شاه نمی‌توانست در برابرش مقاومت کند با اينکه می دانست که عوارض‌اش بعدا برايش گران تمام می‌شود " کله پاچه" بود . به ندرت الکل می‌نوشيد و در طی شام‌های رسمی جام شراب را به لب هايش نزديک می‌کرد اما از آن نمی‌نوشيد . تمام زياده روی‌اش در نوشيدن مشروب معمولا ختم می‌شد به يک گيلاس ويسکی پس از صرف شام . ممکن بود در آن شب که شب سال نو بود ؛ استثنائی برای خودش قائل شود . کوتاه مدتی بعد از ساعت ۴ عصر؛ خاندان سلطنتی و مقامات دولتی می‌بايست روانه‌ی فرودگاه مهرآباد شوند تا به پرزيدنت جيمی کارتر و بانوی اول آمريکا روزآلين کارتر خير مقدم وبه چند صد نفر از مقامات آمريکائی و گزارشگران خبری و کارکنان کاخ سفيد خوش آمد بگويند . سفر پرزيدنت يک بار به دليل سياست‌های داخلی به تعويق افتاده بود .
هر دو رهبر به همراه مشاوران شان اميد داشتند که ديدار «کارتر » از ايران به هموار سازی روابط ؛ بعد از تيره‌گی‌های ناشی از اختلافات عميق بر سر بهای نفت ؛ فروش اسلحه ؛ انرژی اتمی و حقوق بشر کمک کند . شاهنشاه ايران ناخدائی کشتی دولت پهلوی را که يک ساختار سهمگين بودو تا ۳۱ دسامبر ۱۹۷۷ با چراغهائی روشن در سرتاسر عرشه‌؛ در دل شب‌های تاريخی خرامان بود را به دست داشت. چنان به نظر می ا‌مد که ديوارهای امنيتی اين ناو سهمگين کمپارتمان ها و ساختار داخلی آن را در برابر سيلاب مهيب سرنگونی نفوذ ناپذير و ضد آب کرده است .
تا آنجا که شاه می‌دانست دليلی برای نگرانی وجود نداشت . اکنون که او به پايان چهارمين دهه‌ی بر سر قدرت ماندنش؛ نزديک می‌شد به عنوان يکی از بزرگترين جان به در بردگان قرن بيستم ميلادی چنين به نظر میأ‌رسيد که مقدر است که به راه خويش ادامه دهد . فقط معدوی دشمن بدنهاد، يک دسته‌ی مخالف از انقلابيون افراط گرای مذهبی با گرايشات سياسی چپ و راست افراطی بودند که ميتوانستند جهانی بدون او را تصور کنند در چند هفته‌ی اخير انها از نتايج تصمياتش برای ايجاد فضای باز سياسی بهره برده و تظاهراتی را ترتيب داده و به نماد های مدرنيته ی غربی از قبيل سينما ها ؛ بانک‌ها و دانشگاه‌ها حمله ور شده بودند از همسايگی‌اش عراق از جائی که سيزده سال گذشته را به تبعيد گذرانده بود ؛ آيت الله العظمی خمينی ؛ فراخوانی برای قيام و سرنگونی پادشاهی و برقراری يک حکومت دينی بر اساس قوانين کتاب مقدس مسلمانان قرآن صادر کرده بود اما به غير از پيروان بلافصل اش ؛ خمينی برای بسياری در درون ايران ناشناخته بود و ظاهرا موانع غير قابل عبوری همچون نيروی زمينی نيم ميليونی؛ نيروی هوائی و نيروی دريائی شاه در مقابلش وجود داشتند . هيچ گونه نشانه‌ای مبنی بر اينکه طبقه ی متوسط شهری ؛ کارگران ؛ و کشاورزان که حاميان دولت شاهنشاهی به شمار می امدند پشت شاه و خانواده اش را خالی کنند مشاهده نمی‌شد چرا بايد چنين کاری می‌کردند ؟ در يک جهان نا آرام ؛ شاه با قدرت نه تنها از آنها محافظت می‌کرد که همچنين سنگ بنای کشورهای خليج فارس و تمامی جنوب غربی آسيا نيز بود
سرنگونی شاه بايست به عنوان يک خودکشی دسته جمعی ملی درنظر گرفته شود.
چسبيده به سوئيت خصوصی شاه در کاخ نياوران ؛ يک اتاق دستشوئی بود که يک قفسه‌ی لوازم هم در آن قرار داشت در يکی از کشو های ان چندين قوطی پلاستيکی قرص با برچسب‌های دروغين وجود داشت . تنها شاه و ملکه و چند پزشک ايرانی و فرانسوی قسم داده شده از محتويات حقيقی آن داروها اطلاع داشتند همه ی آنچه که امير پورشجاع به عنوان چيشکار ميدانست اين بود که هر پنج روز يکبار او می بايست به يک داروخانه‌ی محلی برای پر کردن مججد آن قوطی ها تماس ميگرفت و سپس يک راننده را برای پيچيدن نسخه راهی داروخانه می‌کرد . پروسه و روند کار به اندازه‌ی کافی روشن بود .در آن زمان در ايران دارو ها بدون گواهی هويتی و يا ثبت محل سکونت بدون نسخه در اختيار مراجعه کننده قرار ميگرفتند
ثبات ايران و پورشجاع به دقت قوطی‌ها را همانگونه که پزشک دربار ارتشبد عبدالکريم ايادی به او ياد داده بود پر می‌کرد او نميدانست که قرص‌ها حاوی مواد شيميائی قوی برای درمان بيماری لاعلاج ليمفوما هستند او نميدانست که شاهنشاه ايران دارد بی‌رحمانه به دست سرطان می‌ميرد .