۱۳۹۹ بهمن ۸, چهارشنبه

نماد و اراده ملی ِ ملت ایران، شاهزاده رضا پهلوی است / به قلم احمد پناهنده


فکر نکنید که فقط من چنین با صراحت سخن می شوم که اراده و نماد ملی ِ ملت ایران، شاهزاده رضا پهلوی است بلکه در دی ماه سال ِ نود و شش و آبانماه سال نود و هشت و امروزه به هر مناسبتی در اعتراضات و مبارزات ملت ایران، در حنجره ها، نام رضا شاه بزرگ، محمدرضا شاه میهندوست و شاهزاده رضا پهلوی را، فریاد شدند و با صدای رسا شعار دادندرضا شاه روحت شادیا , رضا رضا پهلویولیعهد کجایی به داد ما بیاییاز آن پس بود که مبارزات و اعتراضات ملت ایران در جای جای ایرانزمین با کیفیتی اندازه ناگرفتنی، پا بر گلوگاه های تنفسی ِ حکومت تبهکار اسلامی گذاشت و می روند تا این حکومت اشغالگر و بیگانه پرست را با هزینه ی کمتر در چهارچوب مبارزه نافرمانی مدنی، خفه کنندو چنین بود که این حرکت غرورانگیز ِ ملت ایران، همه کسانی را که تا امروز، چوب زیر بغل همین حکومت تبهکار اسلامی بودند و در تمامی جنایات و خیانت های حکومت تبهکار همدست و همراه بودند، به وحشت انداخت و هر یک ماهیت ضد ایرانی و ضد کرامت انسانی شان را با انشاهای بی سر و ته زوزه کشیدند و علیه خاندان ایرانساز پهلوی و بویژه، شخص شاهزاده رضا پهلوی قلمفرسایی کردند و نشان دادند که مشکلشان نه ایران است و نه رهایی ملت ایران از ستم و جنایت حکومت تبهکار اسلامی می باشدبلکه همه ی تلاششان تا امروز، در همکاری با رسانه های ضد ایرانی و همدستی با کشورهایی که یک ایران سربلند و ملی را خاری در چشمانشان می پندارند، بوده است تا این حکومت تبهکار اسلامی را به ازای نابودی ایران و تکه و پاره کردن ملت ایران حفظ کنندزیرا از بین رفتن این حکومت تبهکار اسلامی را، مرگ و از بین رفتن خودشان می دانندآخرین واکنش ِ این جرثومه های ضد ایرانی، بیانیه ی ارزان ِ چهار جریان حامی حکومت تبهکار اسلامی است که سه جریانش توده ای- اکثریتی هستند و دیگری یک جریان دو نفره ی سرگردان در شهر کلن ِ آلمان، بنام به اصطلاح جبهه ملی خارج از کشور استو عجبا، این جرثومه های ضد ایران و ایرانی با اینکه در پارامتر و مختصات سیاسی ایران، عددی نیستند و ملت ایران هم، پهِن بارشان نمی کنند،، در بیانیه ی ارزانشان اظهار لحیه کردند که با طیف وسیع و فراگیر ِ طرفداران نظام پادشاهی اتحاد نمی کنندیعنی ما حاضر هستیم در دامن جنایت همین حکومت تبهکار اسلامی پناه بگیریم و با آنها در همه ی جنایت و خیانت و در سر بریدن ملت ایران و نابودی ایران همدست و همراه باشیم و به ملت ایران که سراسر ایران را با شعار رضا شاه روحت شاد ورضا رضا پهلوی فریاد کردند، پشت کنیمای تفو بر همه ی شما بیگانه پرستان ضد ایران و ایرانی تفوآریآنها گمان می بردند که با کمک حکومت تبهکار اسلامی و رسانه ی ضد ایرانی، می توانند تاریخ ایرانساز خاندان پهلوی را کمرنگ و سپس بی رنگ کنندپس تا در توان داشتند، چهل و یک سال صدای هواداران این خاندان ایرانساز را خفه کردند و در گلوی هوادارانش، سرب داغ ریختندتا توانستند، تاریخ شکوهمند دوران پهلوی را وارونه جلوه دادند و آگاهانه در چشمان ملت ایران خاک پاشیدند تا نتوانند راستی ها را از ناراستی ها تشخیص دهندو چقدر خوشحال بودند که صدای ایرانگرایان و وطندوستان را خفه کردنداما نمی دانستند که فرزندان امروز ایرانزمین، در جستجوی این بودند که تا بفهمند ریشه ی تاریخی شان چی بود و چرا این ریشه را قطع کردند؟اینجا بود که ملت ایران با مطالعه در تاریخ و آگاه شدن از اینکه پدران و مادرانشان، در زمانه ی خودشان، داشته ها را قدر نشناختند و بسوی ناداشته هایی رفتند که فقط سراب و پوچی بود، به ریشه خودشان گره خوردندبا این آگاهی و آگاه شدن به تاریخ و وصل شدن به خویشتن ِ خویش ایرانی بود، که در دی ماه سال نود و شش و آبانماه سال نود و هشت در سراسر ایران به خیابان آمدند و نام رضا شاه و شاهزاده رضا پهلوی را فریاد کردندو با این شعارهای ایراندوستانه، لرزه به تن و وحشت در دل همه ی بیگانه پرستان و ضد ایران و ایرانی انداختند که نمونه آخرش همین عابرین سرگردان کمونیستی در جریان های توده ای –اکثریتی و دو نفر مجنون و بیمار ِ به اصطلاح جبهه ملی است 


۱۳۹۹ دی ۷, یکشنبه

ارتجاع سیاه و ارتجاع سرخ، دشمن ارزش های ایرانی هستند / احمد پناهنده

اگر ارزش های ایرانی را در تاریخ و فرهنگ و در تمامیت ارضی و یکپارچگی ایران تعریف کنیم
این ارزش ها فقط می تواند تحت سیستم و یا نظام پادشاهی ِ ایرانی، تا کید می کنم ایرانی، حفظ و حفاظت شود و ایران را با فرهنگ ناب و تاریخ ایرانی، در سراسر این گیتی، نام آور کند
زیرا هرچه از ما ایرانیان تاکنون به جای مانده است و به آن افتخار می کنیم و جهانیان نام نیکی از ما در کتاب هایشان می نویسند، با کوشش شاهنشاهان و پادشاهان ایرانی، در یک نظام شاهنشاهی و امروز پادشاهی بوده است
کافی است فقط به چهل دو سال پیش برگردیم و ببینیم که از زمان به قدرت رسیدن ِ ارتجاع سیاه، در همکاری تنگاتنگ با ارتجاع سرخ و ارتجاع سیاه-سرخ، یعنی هم سیاه و هم سرخ که شاخص این نوع ارتجاع، مجاهدین خلق تروریست و ضد ایرانی است، ایران، در کلیتش چند دهه عقب رفت و ارزش های ایرانی مورد تعرض بی رحمانه این سه ارتجاع قرار گرفت
گذشته از این، ایران و ایرانی فقط می تواند تحت سیستم و یا نظام پادشاهی، به رفاه و صلح و ترقی و عشق به زندگی برسند و احترام دیگران را به خود برانگیزانند
هر سیستم یا نظام دیگر حتا اگر با حسن نیت یا با کودتا، یا بی کودتا، یا با اشغالگری و یا بی اشغالگری به قدرت برسند، در خوشبینانه ترین شکل، همینی می شوند که تبهکاران اسلامی در ایران انجام می دهند
یادمان باشد که حسن نیت به تنهایی کافی نیست
زیرا حسن نیت می تواند انسان را به جهنم هم ببرد
از دیرباز که هنوز ارتجاع سرخ، تولد و موجودیت نامشروع و ضد انسانی خودش را از بطن ِ ترور و کشتار و تحمیق افکار و سواری گرفتن از افراد ناآگاه، اعلام نکرده بود،
این ارتجاع سیاه بود که بعد از حمله ی اعراب به ایران، تا روز تولد ارتجاع سرخ، یکه تاز میدان ضد ایرانی، ضد ارزش های ملی و تاریخی، و ضد یکپارچگی در چهارچوب ارضی ایران بوده است
نمونه ی شاخص عملکرد ضد ایران و ایرانی ارتجاع سیاه را، گذشته از همه ی خونریزیها و کشتارها و ویران کردن ها و هویت ایرانی را به سرقت بردن ها، در زمان فتحعلی شاه می بینیم که با نفوذ خودشان در شاهان ترکمن قاجار، جنگی ضد ایرانی را با نام جهاد و برای حفظ بیضه اسلام و شما بخوانید ارتجاع سیاه، علیه روسیه تزاری، به ملت ایران تحمیل کردند که بیش از یک سوم از خاک ایران از دست رفت
از این پس بود که دراواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیستم، ارتجاع سرخ از بطن ترور و آدم کشی و ویرانی و بی رحمی متولد شد که نوزادهای آنها در جای جای جهان پراکنده شدند
شروع قرن بیستم، شروع تولد نامشروع ارتجاع سرخ در ایران است که همیشه در کنار ارتجاع سیاه و سپس ارتجاع سیاه-سرخ، سه رکن اصلی ِ ضد ایرانی و ضد تاریخ و فرهنگ ایرانی را تشکیل دادند تا ایران را ایرانستان کنند و یا آن را از هم بپاشند
دیروز در سالهای منتهی به بهمن شوم ِ سال پنجاه و هفت، ارتجاع سرخ، در هر شرایط و همیشه در کنار ارتجاع سیاه و ارتجاع سیاه-سرخ، بر علیه ارزش های ایرانی، آشوب ضد وطنی راه انداختند، ترور کردند و با غائله های ضد ایرانی، ایران و نظام ارزشمند پادشاهی ایرانی را به سقوط کشاندند
یعنی ارتجاع سرخ بعد از اعلام موجودیتش در حزب کمونیست که اجیرشده کمینترن روسیه بوده است، در غائله ی تجزیه طلبانه ی جنگل گیلان به سردمداری کوچک خان، شما بخوانید ارتجاع سیاه، نفوذ کردند و با کودتای سرخ، جمهوری سوسیالیستی شوروی گیلان را در یک نظام پادشاهی تشکیل دادند
یعنی با تشکیل این جمهوری کذایی ِ دست نشانده ی لنین، پیام دادند که می خواهند گیلان و مازندران را از ایران جدا کنند
از این پس است که این دو ارتجاع، یعنی ارتجاع سیاه و ارتجاع سرخ دست در دست هم در همه ی شورش ها و غائله های ضد ایرانی، چه در زمان رضاشاه بزرگ و چه در زمان محمد رضاشاه ایرانساز، برای از بین بردن هویت و ارزش های ایرانی و همچنین پاره پاره کردن ایران یکپارچه، دمی ساکت ننشستند و هر روز شدیدتر از روز گذشته، بر طبل ضد ایرانی و ضد هویت ایرانی کوبیدند
نمونه، فعالیت گروه اشتراکی، موسوم به پنجاه و سه نفر در زمان رضا شاه بزرگ است که همه شان با قانونی که در سال هزار و سیصد و یازده تصویب شده بود، بدست عدالت سپرده شدند
نمونه ی دیگر در غائله ی جدایی طلبی پیشه وری و حزب توده خائن است که با سیاست مدبرانه نخست وزیر، احمد قوام، تحت رهبری داهیانه محمد رضا شاه، آذربایجان را از دست بیگانه پرستان نجات دادند
بعد از جنگ جهانی و اشغال ایران توسط شوروی جنایتکار و انگلیس خیانتکار، ارتجاع سرخ در حزب توده ی وابسته به شوروی متشکل شد
این حزب از همان آغاز با ترفندهای گوناگون و بکارگیری عناصر خائن و ضد ایرانی که نظامی بودند، در ارتش نفوذ کردند و خیانت کارانی چون سرهنگ سیامک و سروان روزبه و سپس سرهنگ مبشری و یک چند ده تن دیگر از خیانت کاران دیگر را در صفوف خود متشکل کردند تا در سالهای سی تا بیست وهشت مرداد سال سی و دو، بتوانند در همکاری با ارتجاع سیاه و ارتجاع خاکستری، شما بخوانید مصدقی ها، با یک کودتا، پادشاه ایران را سرنگون کنند و ایران را ایرانستان نمایند
اما خوشبختانه ملت ایران و بویژه مردم غیور تهران در روز بیست هشت مرداد سال سی دو با قیام ملی خود، چنان تو دهنی به ارتجاع سیاه و خاکستری و سرخ زدند، که تا سال چهل و دو نتوانستند قد راست کنند
بعداز اعلام شش ماده از انقلاب سپید در ششم بهمن ماه سال چهل و یک خورشیدی توسط محمد رضاشاه، انقلاب شاه و مردم یا انقلاب سپید کلید خورد
در اینجا ارتجاع سیاه در همکاری با ار تجاع خاکستری و سرخ در ضدیت با اصلاحات ارضی و حقوق زنان در انتخاب شدن و انتخاب کردن، در پانزده خردا سال چهل و دو، آن غائله ی ضد ایران و ایرانی را برپا کردند که به شدیدترین وجه ممکن سرکوب شدند
و از این پس است که از دل ارتجاع سیاه، ارتجاع سیاه-سرخ، ابتدا در نهضت به اصطلاح آزادی و سپس از دل همین نهضت مجاهدین خلق تروریست و ضد ایرانی متولد می شوند
در آن سو از دل ارتجاع سرخ، تروریست های چریک اعلام موجودیت می کنند که در همکاری با ارتجاع سیاه و ارتجاع سیاه-سرخ، ترور افراد و پاسپان و ژاندارم و افسر و حافظان امنیت کشور را شروع می کنند تا امنیت و شیرازه مملکت را از بین ببرند
ادامه این ترور و ایجاد وحشت در همکاری این هر سه ارتجاع، در سال پنجاه هفت با دسیسه و توطئه ی کارتر و کلاهان و اشمیت و زیسکاردستن، نتیجه می دهد که سبب می شود ارزش های ایرانی با سقوط نظامی پادشاهی ضربه بخورد و یکپارچگی ارضی ایران به خطر بیافتد
بنابراین تنها راه نجات ِ خطر فرو پاشی ایران، این است که ملت ایران در اکثریتشان به خویشتن خویش ِ ایرانی شان پیوند بخورند و حول پیمان نوین شاهزاده رضا پهلوی تحت رهبری خردمندانه ایشان جمع شوند تا با عبور از حکومت تبهکار اسلامی، در یک محیط آزاد، نوع نظام آینده را به رفراندم بگذاریم و مردم انتخاب کنند که کدام نظام، برای ایران و ارزش های ایرانی و تاریخ و فرهنگ ایران در حفظ یکپارچگی ارضی ایران و رفاه و سعادت و صلح و احترام مفید تر است
من به عنوان یک شهروند ایرانی از هم اکنون رای خودم در سبد نظام پادشاهی می اندازم
زیرا که یک میهندوست ایرانی هستم
احمد پناهنده
* ارتجاع سرخ شامل حزب توده و نوچه ها و دنباله چه های آنها مثل تروریست های چریک فدایی و کمونیست های دیگر می شود
* ارتجاع سیاه همین تبهکاران اسلامی و همه شاخه های آن چه به اصطلاح اصلاح طلبان و چه ملی- مذهبی ها هستند
* ارتجاع سیاه-سرخ، مجاهدین خلق تروریست و ضد ایران و ایرانی هستند که نشان از دو ارتجاع را با هم دارند. یعنی التقاطی هستند که دستی در اسلام تبهکارانه و پایی در کمونیست بیگانه پرست و جهان-وطن دارند
* ارتجاع خاکستری شامل مصدقی های کینه جو و کینه خو می شود که با هر سه ارتجاع بالا، در ضدیت با میهندوستان پادشاهی، نشست و برخاست می کنند. با هم ائتلاف و اتحاد تشکیل می دهند تا به قول خودشان پادشاهی برنگردد. نمونه ائتلاف و اتحاد این ارتجاع را با ارتجاع سیاه و ارتجاع سرخ و ارتجاع سیاه-سرخ، شما می توانید در سالهای سی تا چهل دو و همچنین در سالهای منتهی به سال پنجاه و هفت ببینید که همه با هم و در یک همکاری تنگاتنگ، میهندوست ترین پادشاه تاریخ ایران را سرنگون کردند و امروز هم با هم متحد هستند که پادشاهی برنگردد
البته در سال های سی و دو تا چهل دو هنوز ارتجاع سیاه- سرخ
متولد نشده بود

( احمد پناهنده _ دانشگاه کلن _ آلمان )

۱۳۹۹ مهر ۲, چهارشنبه

چرا عمده سخنان مکرون ،خطاب به مجمع عمومی،احیای برجام و مخالفت فرانسه ،با بازگشت تحریم ها بود؟ / علی اکبر امید مهر

 

نگاهی به حجم روابط اقتصادی فرانسه ،با جمهوری اسلامی بعد از انعقاد برجام،نشان میدهد.که برنده اصلی برجام، در اتحادیه اروپا ،دولت فرانسه بوده است.روزنامه صبح ایران دنیای اقتصاد، در شماره 1396/12/9 خود،طی مقاله ای با عنوان: فرانسه،مهم ترین شریک اقتصادی ایران، بعد از برجام،می نویسد:( میزان مبادلات تجاری فرانسه-ایران، قبل از برجام در سال 2015 معادل نیم میلیارد دلار بود .که در سال اول برجام ،به چهار برابر، یعنی دو میلیارد یورو و در سال دوم ،به چهار میلیارد یورو، افزایش یافت ) که با توجه به این ارقام،میزان این روابط ،همینطور بطور تصاعدی به نفع فرانسه ،بالا می رفت .که ترامپ ،برجام را لغو و تحریم های هوشمند را، برقرار نمود.
این حجم از معاملات، به غیر از میلیارد ها ،دلاری بود.که فرانسه ،از معامله با لبنان (در واقع حزب الله لبنان) بطور غیر مستقیم ، از جمهوری اسلامی و برجام عایدش میشد.در عین حال، نباید فراموش نمود. که بعد از فرانسه، بزرگترین شریک اقتصادی رژیم اسلامی، در اتحادیه اروپا،آلمان و ایتالیا بود،که بعلت چند ملیتی بودن اغلب شرکت های این دو کشور و سهم عمده فرانسه در آن،در عمل ،حجم روابط اقتصادی بین دو کشور(فرانسه-ایران) به مراتب، بالاتر از ارقام فوق، بوده و در واقع، بزرگترین بازنده لغو برجام، از سوی پرزیدنت ترامپ،دولت فرانسه بوده است.به خاطر همین است.که فرانسه ،اینهمه ،علیه ترامپ ،مخالفت می ورزد وبا نادیده گرفتن نقض فاحش و سیستماتیک حقوق بشر در ایران، از سوی رژیم اسلامی ، برای برجام و رژیم تهران، سینه می زند

۱۳۹۹ مهر ۱, سه‌شنبه

پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسب اول مهر , آغاز سال تحصیلی نو

 

  

هم‌میهنان عزیزم،

سال تحصیلی نو در حالی فرا می‌رسد که کشورمان بیش از هر زمان، درگیر شرایطی پیچیده و نگران‌کننده است. من قصد ندارم اینجا به بازگویی این شرایط بپردازم چرا که آغازی نو در انتظار شما آینده‌سازان ایران است؛ آنچه می‌خواهم به شما یادآوری کنم، تلاش و امید به ساختن آینده‌ای متفاوت و روشن برای ایران‌مان است. ایران فردا به دست شما ساخته خواهد شد و متعلق به شما خواهد بود. در این راه، فراگرفتن علم و دانش و یادگیری فنون و هنرهای مختلف، سلاح شما برای زدودن خرافات و جهل از چهره جامعه است. هوشیاری و تلاش امروز شما، راه را برای رسیدن به آینده‌ای درخشان هموار می‌سازد. امیدوارم در این راه پیروز باشید.

معلمان و کارمندان زحمتکش بخش آموزش کشور، در حالی که خود قربانی سیاست‌های اقتصادی فاجعه‌بار حکومت هستند، رسالت آموزش آینده‌سازان را بر عهده دارند. برای آنها در این راه آرزوی سربلندی دارم. معلمان در کنار دیگر اجزای کادر آموزشی وظیفه دارند به فرزندان‌مان عشق به ایران، آزادگی و ایستادگی در برابر جهل و ظلم را آموزش دهند و نسل بعدی را برای اداره کشور از همه نظر آماده کنند. هر چند فاصله ما با کشورهای همسایه و دیگر کشورهای هم‌رده از نظر زیرساختها و امکانات آموزشی روزبه‌روز بیشتر می‌شود ولی باور دارم نوجوانان و جوانان مستعد ایرانی با کمک کادر آموزشی سختکوش و فداکار، راهی از درون این تاریکی برای ساختن فردایی روشن برای خود و کشورشان خواهند گشود.

هم‌دل با پدران و مادران دانش‌آموزان و دانشجویان ایرانی، نگران وضعیت سلامت و بهداشت عزیزان‌مان در سال تحصیلی جدید هستم. در حالی که موج جدید کرونا کشور را فرا گرفته، بی‌کفایتی، بی‌برنامگی و بی‌ارادگی مسوولان حکومت در فراهم آوردن شرایط سالم برای تحصیل فرزندان‌مان هشدار‌دهنده است. تجربه به ما نشان داده که سلامت فرزندان‌مان برای این رژیم اولویت نیست و وظیفه پدران و مادران است که خود برای فراهم آوردن شرایط تحصیل در فضایی سالم برای فرزندان‌مان چاره‌اندیشی کنند و به حکومتی که با علم و اعداد و آمار مبارزه می‌کند و سلامت جوانان را قربانی مراسم مذهبی می‌سازد اعتماد نکنند.

ما سال نو تحصیلی را در شرایطی متفاوت آغاز می‌کنیم ولی امیدمان برای گذار از این تاریکی را از دست نخواهیم داد و راه رسیدن به فردایی بهتر را در پرتو فراگرفتن دانش و فنون و هنر قدم‌به‌قدم در کنار هم خواهیم پیمود تا برای ایران فردایی بسازیم که دیگر چنین روزهایی را تجربه نکند. برای همه شما آرزوی پیروزی دارم.

پاینده ایران،

رضا پهلوی


@OfficialRezaPahlavi

۱۳۹۹ مرداد ۲, پنجشنبه

از قرار داد چین با کامبوج عبرت بگیریم


حدود دو دهه پیش ، کشور کامبوج با چین قرارداد مشابهی امضا کرد و نتایج قرارداد کامبوج با چین بسیار سهمگین و غم انگیز است :
اول : بیش از یک میلیون کارگر چینی در کامبوج مشغول بکار شدند و مردم کامبوج تنها کارهایی چون خودفروشی و قاچاق مواد مخدر به چینی ها را انجام می دادند. مافیای چین اجازه نمی دهد که غیر از چینی کسی در کارگاهش کار کند.
دوم: منابع جنگلی کامبوج بطور کامل پایان یافت. دهها پارک جنگلی به بیابان تبدیل شد و چین زباله های کشور خود را در خاک کامبوج دفن نمود. امروز این زباله ها یک سوم (بله یک سوم) خاک کامبوج را گرفته است.( تصویر تلاش مردم برای یافتن چیزی در میان زباله های چین است که به کامبوج منتقل کرده اند)
سوم: جزایر کامبوج به تفریحگاه برای چین تبدیل شد و هیچ شهروند کامبوجی بدون مجوز چین نمی تواند به این جزایر تفریحی سفر کند. کامبوج پس از ماکائو ، دومین کازینوی چینی ها است و از این جزایر هیچ چیز جز زباله و آلودگی به مردم کامبوج نمی رسد. ماهیگیران کامبوجی همگی ورشکست شدند، چون توانایی رقابت با کشتی های جاروب کننده چینی را نداشتند و پس از آن هم دریای منطقه همانند صحرایی بی آب و علف خالی از هر موجودی شد!
چهارم: بدلیل بدهی سنگین دولت کامبوج، آنها مجبور شدند این قرارداد را تمدید نمایند و این به معنای پایان حاکمیت کامبوج بر منابع خود است.
پنجم : چین نه تنها به فقر فزاینده در کامبوج اعتنایی نکرد بلکه بازار تجارت کودکان و دختران کامبوجی به چین آنچنان گرم است که دختران کوچک تن فروش کامبوجی در هر گوشه پکن و شانگهای در حال معامله شدن هستند. بدترین و خشن ترین رفتار با کودکان کامبوجی می شود.
چندی پیش نیز روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال در گزارشی مدعی شد که نیروی دریایی چین یک پایگاه نظامی در کامبوج احداث میکند. مقامات آمریکایی، پیش نویس اولیه این قرارداد را که ظاهراً بهار سال گذشته به امضا رسیده است را دریافت نموده است و طبق آن کامبوج به مدت سی سال به چین اجازه دسترسی به پایگاه دریایی خود واقع در ریم در خلیج تایلند را می دهد که این قرارداد هر ده سال یکبار به طور اتوماتیک تمدید می گردد؛

۱۳۹۸ اسفند ۲۰, سه‌شنبه

جامعه جهانی باید تا دیر نشده به داد مردم ایران برسد. / دکتر علی اکبر امیدمهر

.
.رژیم اسلامی همه امکانات در مقابله با کرونا را اختصاص به حفاظت از راس هرم قدرت داده است.
مردم تنها و بی پناه ایران در خیابانها و کوچه پس کوچه ها و منازل خود همچون برگ خزان بر زمین میریزند.رژیم اسلامی خرج خود را از مردم جدا کرده،امکانات کشور و حتی کمک های پزشکی سازمان بهداشت جهانی وسایر کمکهای واصله را،انحصارا، اختصاص به حفاظت از اعضا و خانواده های راس هرم قدرت داده و مابقی را، برای بازار گرمی سفر شمخانی فرستاده خامنه ای به عراق ،از جمله ماسک و وسایل ضد عفونی را، در اختیار مزدوران وابسته خود،جهت توزیع رایگان، به رهگذران ،در خیابانهای بغداد و.. گذاشته است.این در حالی است که رژیم بخاطر نپرداختن حقوق و امکانات مالی و پولی به مردم ، از قرنطیه کردن شهر قم و سایر شهر های پر مبتلای کشور خود داری کرده است. در چین و ایتالیا کره چنوبی، با قرنطینه اغلام شدن شهرها،دولت همه مخارج اهالی را بعهده گرفته و اهالی این شهرها، تا زمانیکه در قرنطینه اند.از همه تسهیلات زندگی بطور رایگان استفاده می کنند.
همچنین در کشورهای مبتلا به کرونا،دول مربوطه، همه امکانات پزشکی اعم از ماسک،دارو،خدمات پزشکی بیمارستانی، اورژانس و آمبولانس را ،بطور رایگان، در اختیار مردم خود گذاشته اند.این فقط در ایران است .که این نوع تسهیلات و خدمات رایگان ،تنها از مردم ایران دریغ شده است. اکثر پزشکان و پرستاران،با امکانات پزشکی بطور اختصاصی و ویژه ،اجبارا ، درخدمت و اختیارمبتلایان این ویروس، در راس هرم قدرت گذاشته شده و این در حالی است. که مردم عادی و غیر وابسته، بعلت نبود یا کمبود حداقلی همین تسهیلات و امکانات ،در جامعه و چند شیفته کار کردن پزشکان و پرستاران و عدم استراحت آنان ، با یک فاجعه ملی مواجه اند.
اطلاعات واصله حاکی است.همانطور که با یک حکم حکومتی تعداد آرای رای دهندگان در انتخابات دوم اسفند، ده برابر تعداد واقعی اعلام شد.با یک حکم حکومتی دیگر، تعداد مبتلایان و درگذشتگان ویروس کرونا، ده برابر کمتر اعلام میشود.در نتیجه پیام های واصله، از مردم مستاصل ایران در داخل کشور، حاکی از درخواست کمک مستقیم جامعه جهانی و در راس آن سازمان ملل متحد، با اعزام اکیپی به ایران، جهت مدیریت بحران فاجعه کرونا، بعلت بیکفایتی و غیبت رژیم در صحنه مبارزه با این ویروس می باشد.مردم در تماس با خارج، فریاد میزنند .که حفظ امنیت روانی و جان شان ازسوی رژیم حاکم مورد مخاطره قرار گرفته و اصولا سلامتی و بیماری مردم، برای خامنه ای و شرکا، اهمیتی درحد صفر دارد.باید به داد پزشکان و پرستاران و کارکنان فنی و آزمایشگاههای بیمارستانها، که شب و روز، در خدمت مردم محروم،آرام و قرار نداشته و بسیاری تلف شده اند،رسید و برای نجات مردم ایران از یک کشتار جمعی، امروز بطور مستقیم و دور زدن رژیم ضد بشری و ضد همه ارزش های انسانی حاکم،به فریاد ملت ایران رسید. که فردا خیلی دیر است.
دکتر علی اکبر امید مهر

۱۳۹۸ اسفند ۱۷, شنبه

مفاد قانونی ارجاع رهبر رژیم به دادگاه بین المللی رسیدگی به جنایت علیه بشریت،بعلت اپیدیمی کردن ویروس کرونا در ایران / دکترعلی اکبر امیدمهر

قوانین ناظر بر این امر:
1- پروتکل 1925 ژنو، در مورد منع بکارگیری تسلیحات کشتار جمعی
2-کنوانسیون منع مجازات و کشتار جمعی 9 دسامبر 1948- بند ج ماده 2 و ماده 4
3-اعلامیه جهانی حقوق بشر 10 دسامبر 1948
4- کنوانسیون سلاحهای بیولوژیکی1972 (B.W.C ) - کنوانسیون سلاحهای بیولوژیک - شفاف سازی از طریق اعتماد سازی 2006
5-معاهده رم 1998- اعمال قساوت باری که شان انسان را کاسته و مقام و منزلت بشری را پایمال می کند- چشم پوشی عمدی به قصد نابودی-قلع و قمع-کشتار جمعی
یک اصل و یک پروتکل حقوقی حقوق بین الملل عمومی:
1- اصل مسئولیت و پاسخگوئی
2- پروتکل اختیاری برای میثاق حقوق مدنی و سیاسی در راستای تحقق منشور جهانی حقوق بشر
و اما چرا دستور خامنه ای برای لا پوشانی و مخفی نگهداشتن شیوع ویروس کرونا در قم،یک اقدام کشتار جمعی بوده و قابل ارائه و ارجاع به دادگاه بین المللی رسیدگی به جنایت علیه بشریت می باشد:
1-در اخبار و گزارشات اولیه رسانه های رسمی و نیمه رسمی رژیم ، اسناد و ویدئوهایی که بعدا به آنتن ها رفت ، نشان میدهد. که خامنه ای از همان اول اسفند، با شنیدن خبر واردات ویروس کرونا، توسط هواپیایی ماهان وابسته به سپاه ،در دیدارهایش،از دیگران فاصله میگیرد.در نتیجه کاملا واضح و مشهود است.که شخص خامنه ای بخاطر دهه فجر و سپس 22 بهمن تا دوم اسفند ،از ابتدا می دانست. که ویروس خطرناک و کشنده و بسیار واگیر داری در ایران شیوع شده و تعداد بسیار زیادی را ،مبتلا کرده است.
2-مسئول مستقیم اپیدیمی شدن کرونا در ایران و صدور آن به جهان شخص خامنه ای بوده ،بردن اسم طائب و دیگران،برای رد گم کردن است.همانطور که در هولوکاست کهریزک، از سعید مرتضوی بعنوان مسئول این امر و سپر بلای خامنه ای،استفاده شد.اکنون نیز طائب،جرایم خامنه ای را ،بعهده گرفته است.
3-در دوره مافیا و گانگستری اوائل قرن بیستم،عده ای آدم کش حرفه ای ،استخدام میشدند. که حریف را بکشند و عده دیگری مامور میشدند،که رد پای این جنایت را پاکسازی بکنند.در ایران نیز ،جنایت را خامنه ای می کند (مثل دستور آتش به اختیاروی، که عمالش در آبانماه، بیش از چهار هزار نفر را شامل 23 کودک کشتند ) اما امثال طائب و ..آنرا پاکسازی کردند.
در نتیجه قرائن و شواهد بسیاری است.که با ارجاع پرونده به دادگاه مزبور،محکومیت وی حتمی خواهد بود. البته ممکن است، اعلام شود، که بعلت عدم تخصص و کم سوادی و اعتیاد ،این دستورات توائم با نادانی و اوهام و خیالات، انجام گرفته واز نظر روانی تمارض نماید.درین صورت،چون در جمهوری اسلامی، همه امور به وجود وی وابسته بوده و وی حرف اول و آخر را میزند( در همین اخیر،با یک حکم حکومتی، بودجه دولت را تصویب و با دور زدن مجلس،آنرا به شورای نگهبان فرستاد) و کسی توانایی جایگزینی ویرا نداشته و قبلا همه را خدیم کرده و از حّیز انتفاع خارج ساخته،در نتیجه در چنین خلاء یی،می توان،از مکانیسمی که قبلا یک بار جواب داده ،اما این بار برای نجات ملت ایران ازین وضع، استفاده نمود:
در سال 1993 که نواز شریف رهبر مسلم لیک ،نخست وزیر پاکستان بود،باتهام ارتشاء وسوء استفاده از قدرت ،با مصوبه قضات دیوانعالی کشور، بر کنار شد و چون وی، قبلا مجلس را منحل و ریس جمهور هم مستعفی شده بود.در نتیجه در خلاء قدرتی که بوجود آمده بود،دبیر کل سازمان ملل متحد، ریس دفتر صندوق بین المللی پول در اسلام آباد را، که یک پاکستانی الاصل بود،متصدی موقت دولت اعلام و ویرا مامور برگزاری انتخابات نمود.که خانم بینظیر بوتو رهبر تبعیدی حزب مردم به دوبی،به کشور بازگشته، به نخست وزیری انتخاب شد.این پروسه در مورد ایران ما نیز ،می تواند برای تغییر رژیم ،طی یک رفراندم عمومی انجام گیرد.
 علی اکبر امیدمهر