۱۳۹۷ بهمن ۲۶, جمعه

خلاصه آنچه که در ورشو گذشت / دکتر علی اکبر امید مهر



این اجلاس از نظر تعریف سیاسی،یک دیپلماسی کنفرانسی منجر به یک کنوانسیون بین المللی نا نوشته ،در راستای تحکیم صلح جهانی، علیه شرارت بود.
دیپلماسی کنفرانسی،شکلی از دیپلماسی آشکار، در مقابل دیپلماسی محرمانه،وسیله ای است.برای اداره و هدایت روابط بین المللی،تا گله ها و شکایتهای علنی ،فرصت بیان و عنوان شدن،یابند.مشکلات مشخص و روشن،نظرات گوناگون مبادله گردیده و در مورد یافتن راه حل هایی برای رفع مشکلات،همکاری مشترک بعمل آید.
سنگ بنای دیپلماسی کنفرانس،را پرزیدنت توماس وودرو ویلسون،با اعلام 14 اصل در سال 1918 بعنوان یک راه حل منطقی ،با تنظیم اصول و مقرراتی برای پیروزی در مقابله ،با شرارت جنگ جهانی اول و عامل این شرارت و در نتیجه حفظ صلح آینده در جهان، با تاکید بر حق تعیین سرنوشت ملت ها،گذاشت.
کنوانسیون نیز نوعی عهدنامه است.که گرچه ضمانت اجرایی پیمان ها را ندارد .اما بیشتر روی اعتبار اخلاقی تکیه می کند و ضمانت اجرایی آن،نوعی فشار و اهرم بین المللی و رویه قضایی و اخلاق بین المللی است.که دولتی را مجبور به اجرای مفاد آن میکند.که اگراین اجبارتحقق نیابد.اقدام اجماعی عملی برای تنبیه دولت متخلف انجام میگیرد. کنوانسیون در اصل ، یک موافقتنامه ای است.بین دو،چند،یا چندین کشور دوست ،روی مسئله یا مسائل ویژه ای ،در راستای تفاهمات بین المللی، بخاطر بهزیستی خانواده بزرگ بشری.،در نتیجه، زمینه برای پیوستن سایر دولتها بدان فراهم و زمان نیز ندارد و پیوستن به چنین موافقت نامه هایی از دلایل تمدن بشمار آمده،بعنوان احترام به طرز فکر و آمال و اعمال ملت ها، تلقی میشود.مانند کنوانسیون مربوط به آوارگان جنگی،کنوانسیون مدارا و مبادله زندانیان مجروح جنگی یا مسئله پناهندگان سیاسی و در مورد خاص رژیم جمهوری اسلامی ،پایان دادن به هلال شیعه و حمام خون هایی که رژیم در منطقه ایجاد کرده و قصد ایجاد آن در سرتاسر دنیا را دارد.
نگاهی به فهرست مطالبی که در کنفرانس ورشو در مورد شرارت های رژیم گفته شد. نشان میدهد.که یک ائتلاف گسترده ای ،در جهان علیه این شرارت ها،شکل گرفته است.که بیش از 60 کشور،دفع مشکلات منطقه ای و جهانی عصر حاضر را، در مقابله با جمهوری اسلامی و دفع تهدیدات امنیتی و شرارت های این رژیم دیده اند و چون قرارست در ماههای آینده وزیر خارجه آمریکا،باتفاق جرد کوشنرمشاور پرزیدنت ترامپ،پیشنهادات عملی جدیدی درین راستا بدهند.نشان میدهد.که اجلاس ورشو مقدمه ای است .برای اتخاذ و انجام تدابیری مهم ، بمنظور ابطال شرارت های جمهوری اسلامی و اگراین کار انجام نگرفت، ابطال خود رژیم.همچنین تاکید بر این امر ،که ثروت ملی مردم ایران، از سوی کلیت این رژیم ،صرف شرارت میشود و باید به مردم ایران کمک کرد. که به ثروت ملی خود دسترسی یابند.با ذکر این مسئله ، که شهروندان منطقه مورد تهدید رژیم اند و باید صدا و خواسته مردم ایران شنیده شود.تا با دفع خطر رژیم،خاورمیانه امن گردد.نشاندهنده این است.که برای اولین بار منافع ملی مردم ایران با منافع ملی مردمان منطقه و آمریکا و اکثریت قریب باتفاق ملل جهان، با هدف حذف رژیم و استحقاق حقوق مردم ایران ،یکی شده است.در نتیجه ،این اجلاس یک پیروزی،برای جامعه بشری و در صدر آن مردم ایران بود.یعنی ورق خوردن صفحه ایی جدید در تاریخ خاورمیانه ،عصر جدید در جهان ، با افزایش امید به حذف دردها ،رنج ها و آلام بشری.

۱۳۹۷ بهمن ۸, دوشنبه

تحمیل اجرای شرایط 12 گانه آمریکا به رژیم،مقدمه اجماع جهانی در ورشو / دکتر علی اکبر امید مهر


اجرای شروط یک تا سه،با رد برجام و یک پا در هوا ماندن آن ،از سوی اروپائیان و خنثی شدن هر گونه اقدام تخریبی، شامل احیای مجدد برنامه اتمی( با توجه به وحشت رژیم از عکس العمل متقابل)،درعمل بر رژیم تحمیل شده است.شرط چهار،یعنی عدم تداوم برنامه موشکی ،علیرغم رجز خوانی دوپینگی،بعلت عدم توانایی ومقدورات ،به گل نشسته است.با توجه به اینکه ذات رژیم ضدبشری و گروگانگیری اتباع خارجی در ژن این اهریمن است.شرط پنجم تا رژیم هست.اجرا شدنی نیست.مگر این که ،سنبه پر زور و به فروپاشی رژیم بیانجامد.تا نه تنها این گروگانها، بلکه مردم ایران وتمام بشریت از شرارت این رژیم شرور، نجات یابند.شروط شش تا ده و مسئله عدم دخالت در منطقه و.. با اقداماتی که توسط آمریکا ،بکمک متحدین اش در یمن،عراق،افغانستان(توافق اخیر با طالبان)،انجام گرفته ،باضافه تحریم حزب الله،حماس،جهاد اسلامی ،حوثی های یمن،شبه نظامیان شیعه در عراق و سوریه و به گل نشاندن عملی آنان،اجبارا بر رژیم تحمیل شده است و نیز تحمیل خروج رژیم، از سوریه و عراق (با توجه به تهاجمی عمل کردن اسرائیل و خود آمریکا) در حال انجام است.شرط یازدهم (خاتمه پدر خواندگی تروریستم) نیز با توجه به اقداماتی که در قاره آمریکا(ونزوئلا و..)آفریقا (لیبی و..) آسیا و خاورمیانه در شرف تکوین است.این شرط نیز در حال اجرا شدن تحمیلی است.قسمتی از مفاد دوازدهم، یعنی تهدید اسرائیل به نابودی و خرابکاری سایبری و همچنین فرا شرط استراتژیک یعنی خاتمه نقض فاحش حقوق بشر در ایران،کماکان به قوت خود باقی است.که با اجماع جهانی در ورشو،رژیم مجبور  خواهد شد با رد یا قبول این دو شرط (در هر دوصورت)   آخرین نفس های خود را بکشد . باقی میماند ما ملت ایران که باید وارد میدان میلیونی بشویم , که این هم درحال اقدام است 

۱۳۹۷ بهمن ۲, سه‌شنبه

بلندای نام ایران، وامدار شاهنامه فردوسی است . یکم بهمن ماه زادروز خداوند سخن فردوسی طوسی گرامی باد .



در سلوک و فرهنگ اهورايی شاهنامه
 تسلیم در مقابل اهریمنان، واژه‌ای بیگانه و بی‌معناست
یکم بهمن ماه زادروز پارسی گوی بزرگ فردوسی است. شاهنامه او نقش خیال انگیز و شاهكار حماسه و اسطوره ای است که در تار و پود ایران زمین سخت در هم تنیده شده است. شاهنامه عشق نامه است. نامه عشق است و عشق‌ نامه ‌ای سرشار از نگاره های خیال‌ انگیز، حماسی و اندیشه های پر مغز و نغز، زیبایی های پر رمز و راز ، میهن دوستي ، نوع دوستی، جوانمردی، فتوت و آزادگی است.آوازه فردوسی که امروز مرزهای جغرافیایی، قومی و نژادی را درنوردیده و جهان گير شده، به دلیل نقش بی رقیب، بی نظير و بی بدیل او در به تصویر کشیدن برترین فره انسانی و اخلاقی در چهره شخصیت‌ های نجیب شاهنامه است.شهروندان شاهنامه، اگر چه آمیزه‌ ای از جنس خیال، حماسه، افسانه و اسطوره اند، اما در گذر از صافی تخیل هنرمندانه، خلاق و اعجاز سخن شاعر، به جزئی جدایی ناپذیر، نامیرا و زنده در فرهنگ و یاد ويادگارهای ایرانی بدل شده اند. فردوسی در دوران تنهایی و درد بی پناهی تاریخ و فرهنگ ایران زمین، تنها و به تنهايی با شاهنامه به جنگ و ستيز و نبردي بی امان با تباهی بر می خيزد. در سلوک و فرهنگ اهورايی شاهنامه، تسلیم در مقابل اهریمنان، واژه‌ای بیگانه و بی‌معناست. فردوسی در لحظه لحظه های تنهایی و غربت غريبانه طولانی، عزت و سرفرازی به تاراج برده ایرانیان را در واژه واژه های شاهنامه باز آفرينی می‌کند. کاخ بلند، باشکوه‌، پر شوكت و بی‌گزندی که این شاعر بلند آوازه از نظم پی‌افکنده، قرن‌های متمادی است که در برابر گزند باد و بوران اهريمنان تاريخ مصون مانده و سند افتخاری برای هویت ملی، فرهنگ و تمدن ایران زمين شده است. بلندای نام ایران، وامدار شاهنامه فردوسی است. باید به احترام ۳۰ سال رنج اين اسطوره و شاعر دل خسته و خلوت گزیده برای حفظ فرهنگ و هویت ملي ایران، همگان در برابر او و رمز و راز هايش سر تعظيم فرود آوريم.
یک هزار و هفتاد و سومین زادروز نادره فرهنگ و ادب، حکیم ابوالقاسم فردوسی گرامی باد

۱۳۹۷ دی ۳۰, یکشنبه

به یزدان که گر ما خرد داشتیم , کجا این سرانجام بد داشتیم


مرحوم حبیب یغمایی تعریف میکرد : در دوره رضا شاه که عزاداری و سینه زنی و قمه زنی ممنوع شده بود ؛ یک روز ملک الشعرای بهار به مرحوم شوکت الملک - امیر بیرجند -گفته بود : الحمدالله ولایت شما هم درمانگاه دارد ؛ هم آب دارد ؛ هم مدرسه دارد ؛ هم جاده و راه دارد ؛ همه چیز هست ؛ اینکه بعضی ها هنوز شکایت میکنند دیگر چه می خواهند؟
مرحوم شوکت الملک گفته بود : آقا ! اینها درمانگاه نمی خواهند . اینها محرم میخواهند . اینها مدرسه نمی خواهند ؛ روضه خوانی میخواهند .کربلا را به اینها بدهید همه چیز به آنها داده اید !
*****
حبیب یغمایی متعلق به کوره دهی بود بنام "خور " که خیلی به آنجا عشق میورزید و در آنجا درمانگاه و کتابخانه و مدرسه ای ساخت و برای آبادانی آنجا جلوی هر کس و ناکسی ریش به خاک مالید و زانو زد . و مهمتر اینکه کتابخانه ای درست کرد و همه کتاب های خطی اش را که در تمام عمر آنها را با خون دل جمع کرده بود به آنجا منتقل ساخت و وصیت کرد بعد از مرگش او را در آنجا دفن کنند . اما میدانید مردم قدر شناس همان سامان با جنازه اش چه کردند ؟
وقتی پیکر رنج کشیده او با کاروان استادان و شاگردانش _ از جمله دکتر اسلامی ؛ دکتر باستانی پاریزی ؛ دکتر زرین کوب ؛ سعیدی سیرجانی وبسیاری دیگر از چهره های نامدار وطن مان - به روستای خور برده شد ؛ همان کودکانی که در مدرسه یغمایی درس میخواندند و همان مردمی که در درمانگاهش درد های خود را درمان کرده بودند ؛ به فتوای آخوندک ابله همان روستا ؛ دامن شان را پر از سنگ های درشت تر از فندق و کوچک تر از گردو کردند تا جنازه این خدمتگزار به فرهنگ ایران را سنگباران کنند . و درد انگیز تر اینکه پس از دفن جنازه حبیب یغمایی ؛ فرزندانش دو سه روزی در مقبره اش خوابیدند و کشیک دادند مبادا آن پیکر بیگناه را از زیر خاک در بیاورند و به لاشخور ها بدهند
متاسفانه تاریخ میهن ما از این ناسپاسی ها و قدر نا شناسی ها داستان های بسیار دارد .
به یزدان که گر ما خرد داشتیم
کجا این سرانجام بد داشتیم

۱۳۹۷ آذر ۷, چهارشنبه

به یاد پروفسور دکتر مسعود انصاری .


دکتر مسعود انصاری
یکی از بنیانگذاران فرزانه حرکت روشنگری عصر جدید ایران بود که در تاریخ
یازده سپتامبر 2014 میلادی در واشینگتن دی سی بعلت ایست قلبی در گذشت. زنده یاد دکتر مسعود انصاری ، همراه با سردار کورش آریا منش ، زنده یاد ستار سلیمی ( آله دالفک ) ودکتر لطف اله روزبهانی ، مشعل روشنگری را در یکی از تاریکترین و مصیبت بار ترین دوران سرزمین ما تحت فرنام پیام آزادگان افروخته و در پیشاپیش کاروان روشنگری به حرکت در آوردند . پیوستن انبوه کثیری از ایرانیان به حرکت روشنگری را میتوان نتیجه تلاش یک عمر زنده یاد دکتر انصاری و دیگر پیشتازان راه روشنگری دانست . ملتی که می خواهد با آگاهی های کسب شده ، دست به یک خانه تکانی فرهنگی ( نوزائی عقلانی ) بزند که بیش از یکهزار سال اجدادش از انجام آن غفلت کرده بودند .دکتر مسعود انصاری ، در دوم دسامبر 1927 میلادی ( ده آذر ماه 1306 خورشیدی ) در تهران بدنیا آمد . پس از گذاراندن دوران دبیرستان و دریافت دیپلم ادبی در سال 1329 خورشیدی به دانشکده پلیس که در آن زمان آموزشگاه عالی پلیس خوانده میشد رفت .دکتر مسعود انصاری ، پس از اتمام تحصیل ، افسر موتور سوار پلیس شد. ستوان انصاری ، افسری بود دلیر و درستکار و خواهان علم و دانش .او برای ورود به دانشکده حقوق دانشگاه تهران بدون اجازه کارگزینی شهربانی ثبت نام می کند ، غافل از آنکه دکتر صفدری رئیس دانشکده حقوق با سرهنگ رجائی رئیس کار گزینی شهربانی دوستی دارد . سرهنگ رجائی از ستوان انصاری می خواهد که از رفتن به دانشکده حقوق چشم پوشی کند که انصاری نمی پذیرد . ستوان انصاری به بندر گناوه تبعید میشود . پس از مراجعت به تهران ، سروان انصاری در مقابل فساد حاکم درشهربانی که تعدادی با گرفتن پول ، گواهینامه به افراد میدادند ، می ایستد و این بار همراه با 23 افسر به اتهام مخالفت با رژیم محکوم شده ، اورا به خارک تبعید و مابقی را در اختیار وزارت کار قرار میدهند . در سال 1343 خورشیدی ، سر گرد مسعود انصاری برنده جایزه سلطنتی بهترین کتاب سال تحت فرنام ناسیونالیسم شده و جایزه خود را از دست شاه فقید دریافت می کند . در سال 1343 خورشیدی ، سرگرد انصاری به ریاست اداره روابط عمومی شهربانی کل کشور منصوب میشود که پستی همطراز با سرتیپی بود . دکتر انصاری ، پس از گرفتن دکترای حقوق در موسسات آموزش عالی به تدریس پرداخته و تا باز نشستگی زود رس خود ، به کار مورد علاقه اش که تدریس زبان انگلیسی بود ادامه میدهد . در سال 1336 خورشیدی در کنکور اعزام افسران شهربانی در برنامه اصل چهار شرکت و به آمریکا میرود . او از دانشگاه جان هاوپکینز دکترای حقوق در رشته جرم شناسی را دریافت نموده و سپس دکترای هیپنوتیزم خود را میگیرد
دفتر کار دکتر انصاری
انتشار نشریه پیام آزادگان ، پس از کشته شدن سردار آریا منش , توسط زنده یاد دکتر انصاری صورت میگرفت که در سال 2005 میلادی این مهم به دکتر لطف اله روزبهانی واگذار شد از زنده یاد دکتر مسعود انصاری کتابهای بسیاری در دسترس میباشد که میتوانید آنها را در بخش کتابخانه اینتر نتی پیام آزادگان بخوانید . بی شک نام دکتر مسعود انصاری در تاریخ فرهنگ پویا و شکوهمند ایران جاودانه خواهد ماند

۱۳۹۷ مرداد ۲۲, دوشنبه

در مقابل پذیرش قرارداد ترکمانچای دیگر توسط رژیم و تجزیه کشور چه باید کرد؟ / دکتر امید مهر


مقدمه- رژيم حقوقي درياي مازندران، بر پايه‌ي دو 
قرارداد «دوستي» (1300 خورشيدي / 1921 ميلادي) و «بازرگاني و درياپيمايي» (1319 خورشيدي / 1940 ميلادي)، ميان دولت‌هاي ايران و اتحاد جماهير شوروي سابق استوار است. بر پايه‌ي فصل يازدهم قرارداد «دوستي» هر دو دولت از حق برابر كشتي‌راني آزاد در درياي مازندران برخوردار هستند و در قرارداد «بازرگاني و درياپيمايي» به حق بهره‌گيري يكسان و انحصاري دو دولت از اين دريا، چه از نظر كشتي‌راني (ماده‌ي 13) و چه از نظر استفاده از منابع طبيعي (بند 4 ماده‌ي 12)، به گونه‌اي روشن و غير قابل تغيير اشاره شده و از آن‌جا كه تحديد حدودي در درياي مزبور ميان ايران و شوروي به عمل نيامد، مالكيت و حاكميت دو دولت بر اين دريا به گونه‌ي مشاع و برابر است.) در سال 1370 (1991 ميلادي) با فروپاشي اتحاد شوروي از آن 15 واحد سياسي سر برآوردند. كه رهبران همه‌ي آنها ـ از جمله چهار جمهوري‌ پديدآمده در كنار درياي مازندران (فدراسيون روسيه و جمهوري‌هاي قزاقستان، تركمنستان و آذربايجان «اران») ـ بر پايه‌ي اصل پذيرفته‌شده‌ي «جانشيني‌ دولت‌ها» در حقوق بين‌الملل، طي دو نشست در آلماآتي (پايتخت وقت قزاقستان ـ 1370) و مينسك (پايتخت بلاروس ـ 1373)، اعلام كردند. كه به عنوان ميراث‌بران اتحاد شوروي، همه‌ي قراردادها و تعهدات اتحاد مزبور ـ از جمله قراردادهاي 1921 و 1940 ـ را به رسميت شناخته و محترم مي‌دارند. از اين‌رو اين همسايگان آبي ما، تنها مالكيت و حاكميت 50 درصد از درياي مازندران را به گونه‌ي مشاع در اختيار دارند و مي‌بايست نخست بر سر تقسيم آن در ميان خود به توافق برسند و سپس با ايران بر سر تعيين رژيم حقوقي نوين درياي مازندران به گفت‌وگو بنشينند.هر دوی این قراردادها که ، حق 50 در صدی ایران را ازین دریا تضمین مینمود.بعنوان یک سند تاریخی ،ثبت سازمان ملل متحد گردید.
وضع فعلی- رژیم بعد از این قراردادها،چند بار از سوی مردم ایران ، تهدید به فروپاشی و یک بار از سوی جرج بوش تهدید به جنگ گردید. با پذیرش شرایط تحمیلی پوتین، بشرط حفظ رژیم از سوی وی،هر چه را که پوتین درمورد دریای مازنداران دیکته وتحمیل نمود.پذیرفت.
چه باید کرد-از آنچه که بدستور ارباب،در پذیرش خائنانه ترکمنچای دیگری توسط رژیم اسلامی و تجزیه کشورمان در شمال(قرارداد مشابهی در جنوب ، با چین بسته و و تاراج منابع آبی و ساحلی و حتی فلات قاره خلیج فارس را به ارباب دوم یعنی چین در ازای تضمین ادامه حیات خود،واگذار کرده است)گذشته،میگذریم(چون همه میدانند و میدانیم چه فاجعه ای رخ داده است) و به اصل مطلب می پردازیم .که چه باید کرد؟
- دو اصل اساسی(همچون قانون اساسی دنیا) در حقوق بین الملل هست.که حقوق ملت ایران در مقابل این خیانت بزرگ،را تضمین می کند:
یک- پاکتا سونت سرواندا(به لاتین:Pacta sunt servanda(به معنی اصل وفای به عهد ) که چهار کشور مزبور را موظف می کند.به عهدی که بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی مبنی بر شناسایی حق 50 در صدی ایران از دریای مازندران و تقسیم 50 در صد بقیه بین خود بسته و آنرا ثبت سازمان ملل نمودند.وفا دار باشند.
دو- ربوس سیک استانتیبوس(لاتین:Rebus sic stantibus) به معنای ادامه اوضاع و احوال(انگلیسی:Things continuing thus) یا دکترین بقای اوضاع و احوال زمان انعقاد قرارداد.یعنی بعد از اینکه اتحاد شوروی فروپاشید و چهار کشور ساحلی حقوق 50 در صدی کشور ساحلی پنجم یعنی ایران را شناختند.هم جغرافیای طبیعی این دریا،به همان صورت قبلی باقیمانده و مثلا محو و خشک نشده و هم آن چهار کشور متعهد حقوق 50 در صدی ایران کماکان ،کشورهای ساحلی این دریا هستند.
چه خواهد شد:تا زمانی که این رژیم بر ایران حاکم است.دادن امتیازهای این چنینی به دیگران در مقابل کسب امتیاز سیاسی جهت بقای خود( دادن حقابه ایران از رود هیرمند به افغانها در مقابل دخالت های رژیم در آن کشور در راستای تحکیم بقای خود.ادامه واگذاری قسمتهایی از خاک ایران به عراق که در جنگ هشت ساله صدام -خمینی علیه ایران به اشغال نیروهای صدام در آمدند و بخشیدن هزار و اندی میلیارد دلار مصوبه شورای امنیت بعنوان خسارت وارده در جنگ به شهرهای ایران ،به عراقی ها بخاطر دخالت هایش در عراق از جمله تشکیل نیروهای شبه نظامی همچون بسیج عراقی و ایجاد حمام خون در سوریه )اوضاع ازین هم که هست بدتر خواهد شد.اما به محض تغییر رژیم و استقرار حاکمیت سکولار دموکرات در ایران و ورود مجدد ایران به خانواده جامعه جهای(نه مثل حالا که رژیم با اتخاذ مشی باصطلاح انقلاب دائم و برنامه صدور آن اول به خاورمیانه و سپس آفریقا و آمریکای لاتین و سرانجام سایر نقاط دنیا،در مقابل جامعه متمدن جهاتی قرار گرفته است.) با اتکا به اصل حقوقی تغییر اوضاع و احوال میتوان حقوق معوقه را اعاده نمود.این اصل ،به عنوان یک دکترین حقوق بین الملل، مبتنی بر این است .که اگر شرایط تحمیلی زمان انعقاد قراردادی ، تغییر اساسی یابد.آن کشور از تعهدات آن قرارداد تحمیلی آزاد میشود.اصل مزبور می تواند به فسخ یک جانبه و غیر مجاز تعهدات یک قرارداد صورت منطقی بدهد.این اصل حاکی از آن است.که هر قراردادی یک شرط نانوشته دارد.مبنی بر اینکه تغییر اساسی شرایط (اینجا تغییر رژیم غیر ملی و غیر میهنی حاکم بر ایران)که در زمان انعقاد قرار داد وجود داشته( انقیاد رژیم از سوی پوتین ریس جمهورروسیه فدرال در برابر حفظ رژیم به ضرر تمامیت ارضی و منافع ملی ملت ایران)تعهدات بر قرار شده به وسیله یک قرارداد تحمیلی به یک ملت ،را باطل می کند.ملت ایران بعد از غلبه بر رژیم و پیروزی نهایی می تواند ثابت کند.چون رژیم زیر یوغ ارباب اش پوتین منافع ما را به شرط بقای خود، بدست ارباب به حراج گذاشته و در نتیجه این قرارداد استعماری را بدستوز پوتین و بر خلاف حقوق حقه مردم و تمامیت ارضی کشور، امضا کرده،در نتیجه با توجه باین اصل حقوقی،این قرارداد،باطل بوده و ایران باید به اصول و حقوق مسلم قانونی و واقعی خود در دریای مازندران باز گردد.
شرایط روز: رژیم لحظه ای زندگی می کند.هر روز که فرو نمی پاشد.شب به خود می گوید.این روز هم به خیر گذشت.فکری برای فردا و انفجار یک بمب خبری دیگر و سر کار گذاشتن دوباره ملت ولو با انتشار خبرهایی چون امضای قرارداد ترکمانچای دیگر، به تجزیه وحراج گذاشتن کشور و منافع ملی منجر شود.نمود.در نتیجه به همین مختصر قناعت نموده و بار دیگر شیرازه امور را باید بدست جوانان غیور و مردم مبارز و قهرمان ملی گمنامی که با تظاهرات خود در کف خیابان یا اعتصابات عمومی سرنوشت همه ما ها و کشور را در دست گرفته اند،واگذار نمود.مهمترین اصل و نقشه راه و برنامه روز،تداوم مبارزه بطور متحد و یکپارچه و سرتاسری برای فروپاشی
این بساط ضد ایران و ایرانی است و بس.

۱۳۹۷ مرداد ۲۱, یکشنبه

گزارش محرمانه واصله:این همه اپوزیسیون بازی و تهدید همدیگر،جنگ زرگری،برای گفتگو با ترامپ است.گول نخورید./ دکتر امید مهر


استیضاح ربیعی و حرفهایی که به ظاهر علیه همدیگر در مجلس زدند.برای احیای پروژه پلیس بد و خوب،به عنوان مقدمه،جهت گفتگو با ترامپ بود.
-نتیجه پنج بار تماس مستقیم و غیر مستقیم با آمریکا این بوده،که در حاشیه اجلاس آتی مجمع عمومی دیداری بین روحانی و ترامپ،انجام گیرد.اما برای اینکه مخالفین این دیدار،ازهم اکنون علیه این گفتگو ،خرابکاری نکنند.آنرا بشدت ،انکار می کنند.
-پیام اصلی و نهایی به ترامپ این بوده،شیعه با سنی فرق دارد.در شیعه ولی فقیه است.که بالای حرف او حرفی نیست و برای رسیدن به یک توافق،از نظر شرع شیعه باید وی را قانع کرد.بخاطر همین هست.که در شیعه عملیات انتحاری همانند 11 سپتامبر و خود کشی برای کشتن دیگران،ممنوع بوده و شیعیان عملیات انتحاری،انجام نداده اند.با این مقدمه سعی بر این است.که ترامپ را قانع کنند.که اگر برجام از سوی ولی فقیه پذیرفته شد. بخاطر این بود که ریس جمهور و وزیر خارجه علیرغم فشار اصولگرایان متعصب،ولی فقیه را از نظر شرع شیعه ، قانع کردند.اکنون نیز ریس جمهور و وزیر خارجه نظام از سوی این عده تحت فشارند.که دیدار و گفتگوئی با ترامپ انجام نگیرد.حتی تا حد کودتا هم علیه دولت پیش رفته اند.در نتیجه اگر ترامپ به دولت در مقابل نهاد رهبری امتیاز دهد.دولت می تواند خواسته های آمریکا را به تدریج برآورده نماید.شرط اش این است.که ترامپ اعلام کند.قصد بی حرمتی به ولی فقیه و قوانین شیعه و نیز تغییر نظام را ندارد.
-اینکه ربیعی با لاریجانی ها در افتاده یا احمدی نژاد بالا تا پایین نظام را نشانه گرفته،همه اش از روی طرح و نقشه و برنامه از پیش تدوین شده،جهت حصول به اهداف مربوطه در مذاکره با آمریکاست.
-اینکه عده ای اصلاح طلب بیانیه شماره یک و دو برای نجات ایران(در واقع نجات رژِیم) میدهند. حاصل اطاق فکر نظام است.
-اینکه طرح بازداشت امثال اسحاق جهانگیری مطرح است.برای نشان دادن این است.که دولت روحانی قربانی افراطیون است.
-خلاصه هدف به گیر و به بند و فحش و فحش کاری ها و نقش اپوزیسیون بخود گرفتن های برخی از نمایندگان مجلس و دیگران در نهادها و رسانه های نظام،همه و همه حاصل اطاق فکر نظام ،یعنی مجموعه نهادهای بیت رهبری، است.همین طیف در زمان جرج بوش همین کار را کردند.که وی به ایران حمله نکند.زمان باراک حسین اوباما ویرا قانع به امضای برجام و پرداخت میلیاردها دلار به نظام جهت احیا و تقویت هلال شیعه نمودند.اکنون نیز میخواهند.این کلاه را بر سر ترامپ و تیم وی بگذارند.بطور نامحسوس و از طریق تماس های غیرمستقیم و قانع کردن از طریق مقالاتی در نشریه های آمریکا و اروپا و تلقین ها در دیدارهای خصوصی و مبادله پیام ها با اطرافیان ترامپ وسعی بر شستشوی مغزی طرف مقابل تا حد قانع کردن این مجموعه، پیش رفته اند.همچون تلقین این مسئله به مشاورین ترامپ مبنی بر اینکه شکست اصولگرایان،خرج و تبعات کمتری نسبت به تحریم ها تا جنگ دارد.لذا برای غلبه بر آنها ،حامی روحانی و وزیر خارجه اش، باید بود
-حتی بخاطر اینکه ترامپ به هرچه مربوط به اوباما(از جمله برجام)است.حساسیت دارد.قرارست. در صورت موفق نشدن پروژه فوق الذکر،یک نیمچه کودتایی انجام گیرد و افراد جدیدی روی کار بیآیند که ترامپ خواسته خود را از زیان آنها بشنود.لطفا اطلاع دهید .که گول نخورند.لازم به یادآوری است.که تعدادی ازین برنامه ها نگاه به داخل نیزدارند.تا با اپوزیسیون سازی دولتی مانع اتحاد اپوزیسیون و قیام نهایی برای نجات ایران ازین بساط جهنمی گردند.
توضیح:اقدام شد.