امسـال 18تیــر را پــر خــروش تر از همیشه به کابـوس حاکـمان بـدل کنیــم !
خیزش شاهرخی (قیام شاهرخی همدان)، زمانی سازمان داده شد، که آخوندها، سرمست حکومترانی و کشتار و چپاول بودند، و همدستان و یاران آنها، در همه ارگانهای ریز و درشت حکومتی، برای گرفتن شغل و درجه و مقام، از سر و کول هم، بالا می رفتند. جانباخته تیمسار آیت محققی، بهمراه 300 تن از یارانش، بر آن شده بودند، که با یک عملیات ضربتی و غافلگیر کننده، رژیم را از پای درآورده و به حکومت ننگین اسلامی پایان بخشند، اما، با خیانت مشترک، ایادی درونی و بیرونی، در روز انجام عملیات دستگیر، و همگی تیرباران شدند تیمسار آیت محققی، بعنوان قهرمان اصلی این عملیات، زیر شدیدترین شکنجه ها قرار گرفت، و حتا رژیم از جریان محاکمه او فیلم نیز تهیه کرد. او قهرمانانه، به پرسش های حاکم شرع پاسخ داده بود.
آقای محققی: شما، اعلام کردید که می خواستید منزل امام را بمباران کنید، آیا این صحت دارد؟ تیمسار محققی: من طبق برنامه قرار بود، ابتدا، دیوار صوتی را در نزدیکی تهران بشکنم و آنگاه جماران و بیت امام را بمباران کنم.. قاضی شرع: شما فکر نکردید که با این کار، جان امام ممکن آسیب ببیند؟ ما، برای نجات مردم و میهن، حتا اگر لازم بود، سران دیگر رژیم را نیز، از بین می بردیم، زیرا ایران و مردم برای ما مطرح بود.....
او دلاورانه و استوار، چون سرو، ایستاد، و برای ایستادگی اش؛ سوراخ سوراخ شد....
رژیم تبهکار میخواهد مردم ما را از فردای براندازی بترساند.
پرسش این است: شمایی که اقتصاد کشور را ورشکسته کردهاید منابع آب و خاک کشور را از بینبردهاید جو خفقان و بی اعتمادی و بی عدالتی را حاکم، و حقوق شهروندی را پایمال کردهاید،و ایرانمان را به انزوای بینالمللی کشاندهاید، از کدام آرامش و آسایش و امنیت صحبت میکنید؟
شما با ایجاد بحران اقتصادیای که گرانی افسار گسیخته، بیکاری روزافزون و سقوط ارزش پول ملی را بهبارآورده است، به جای بازسازی کشورمان، پول نفت و گاز را صرف جنگهای نیابتی در منطقه میکنید.
شما با کشاورزی ناکارآمد، مدیریت ناهوشمندانه آب و نابودی منابع خاک، چنان خسارتی به بار آوردهاید که نسلهای بعدی باید هزینه اشتباهات شما را بپردازند.
هر نوع آزادی سیاسی و اجتماعی را سلب کردهاید. با نادیده گرفتن زنان، توانایی نیمی از جمعیت کشور را به هدر دادهاید. با تبعیض سیستماتیک، اقلیتهای دینی، قومی و جنسیتی را سرکوب کردهاید.
شما که با رفتار ستیزه جویانه خود تحریمهای بینالمللی را بر مردم ایران تحمیل کردهاید، از کدام آرامش و آسایش و امنیت صحبت میکنید؟
ما آماده ایم با کمک استعداد های ایرانی داخل و جلب کارشناسان ایرانی که به جلای میهن محکوم شان کرده اید دوباره ایرانمان را بسازیم.
1-ازمدتی پیش باهمکاری مبارزین داخل و نهادهای مدنی بین المللی،مشخصات محکمه پسند کسانیکه در رژیم ج.ا مرتکب جنایت علیه بشریت میشوند.با یک اقدام مشترک و همکاری جمعی در اختیار(ثبت در دفاتر مربوطه) دادگاه بین المللی کیفری گذاشته میشود.این لیست شامل تمام کسانیکه در این نوع جنایت علیه مردم تحت ستم ایران ، دست داشتند و دارند (اعم از فتوا یا دستور دهنده و فرمانده نظامی مربوطه و مرتکبین جنایت اعم از شلیک کننده یا شکنجه گر یا ضرب و شتم کننده وحشیانه منجر به مرگ یا آسیب جسمی و روحی و..) می باشد 2-جنایات علیه بشریت در حقوق بینالملل عمومی به اعمال قساوت باری اطلاق میشود که بر ضد انسانها انجام میگیرند که این اعمال در قوانین بینالملل بالاترین جنایت قانونی در حق بشریت تلقی میشوند. معاهده رم توضیح میدهد، جنایات علیه بشریت شامل جنایاتی میشود که شأن انسان را کاسته و مقام و منزلت انسانی را پایمال میکنند. این مسائل گاه به گاه یا منفرد نیستند اما آنها یا بخشی از سیاستهای دولتی برای سرکوب و از میدان به در کردن مخالفان هستند یا عملیات گسترده برای ددمنشی و چشمپوشی عمدی به قصد نابودی گروههای خاص میباشند. به هر حال کشتار، نابودی گروهی، شکنجه، هتک ناموس، کشتار سیاسی، نژادی یا مذهبی و دیگر اعمال غیر انسانی که به نهایت جنایات علیه بشریت میرسند و به نوعی بخشی از تمرینات سیستماتیک گستردهای هستند که توسط جنایتکاران تدارک و سازماندهی میشوند. 3- دادگاه بینالمللی کیفری در پایتخت اداری هلند، لاهه قرار دارد. این دادگاه در سال ۲۰۰۲ توسط اساسنامه رم تأسیس و مسئول رسیدگی به جرمهای ضد بشری در سرتاسر جهان شد. مصداق جنایت علیه بشریت برای این دادگاه طبق ماده هفتم اساسنامه سازمان ملل به شرح ذیل میباشد: برای رسیدن به نتایج مورد نظر در معاهده رم «جنایات علیه بشریت» میبایست یکی از مصداقهای زیر را در خود داشته باشد و این موضوع زمانی مصداق مییابد که مربوط به یک حمله سازماندهی شده و سرتاسری علیه هر کدام از شهروندان یک جمعیت باشد با در نظر داشتن مفاهیم نوع حملهای که به آنها صورت گرفتهاست: • کشتار • نابودی گروهی • به بردگی بردن • تبعید یا کوچاندن اجبار جمعیت • زندانی یا دیگر ابزارهای جلوگیریکننده از گسترش آزادگی با ابزارهای قانون اساسی یا دیگر قوانین یک کشور • شکنجه • هتک حرمت از زنان، بردگی جنسی، فحشا اجباری، بارداری اجباری، سترون کردن اجباری یا هر راه دیگر آزار جنسی • آزار و ارعاب علیه هر گروه سیاسی شناخته شده، نژادی، ملیتی، فرهنگی، مذهبی که بنا بر بند شماره ۳ مورد تذکر قرار گرفتهاست یا دیگر زمینهها که به صورت جهانی مصداق این بند طلقی میشوند باشد • حذف محیطی یا فیزیکی اجباری افراد از صحنههای سیاسی • نژادپرستی و تبعیض نژادی • دیگر اعمال غیر انسانی که منجر به صدمات و لطمات غیر قابل جبران و جدی بر جسم، ذهن یا سلامتی افراد گردد 4-رژیم جمهوری اسلامی تقریبا در همه موارد بالا علیه ملت ایران مرتکب جنایت علیه بشریت شده است.پرونده جنایت علیه بشریت رژیم در خصوص جنایات بیشمارش در افغانستان عراق سوریه لبنان یمن و.. در پرونده های جداگانه ثبت دفاتر مربوطه گردیده و میشود.
شیرازه امور از دستشان در رفته،مرتب جلسه پشت جلسه ،در پشت درهای بسته دارند.از خیزش ملی دیماه و مطالبات سیاسی،اجتماعی،محیط زیستی،حقوق بشری در پی آن که هنوز و هر روز ادامه دارد.ترسیده اند.وحشت شان از رفراندوم گونه بودن شعارهای مردم در دیماه از دعوت به بازگشت شاهزاده،تا شعارهایی است.که همه روزه شنیده میشود.از جمله:دشمن ما همین جاست.این دعوت و این شعار،کمر رژیم را شکسته است.از همه مهم تر و بالاتر،بیانیه ها و پیام های اخیر شاهزاده است.که همزمان با تداوم مبارزات درون کشور،ساختار شکن تر و در قالب یک رهبری بی رقیب و بلا منازع و ملی جلوه گر و مردم را برای خلاصی از وضع موجود،بشدت منسجم متحد وامیدوارو فعال نموده است.پیشنهاد هذیان گونه استقلال قم و تبدیل آن به واتیکان،توسط یکی از ملاها،از جمله یکی از هزاران دلشوره ای است.که در پشت صحنه بیان و روزانه تکرار و یک هزارم آن افشاء میشود.تعدادی حب جیم خورده و در حال فرارند.علت اصلی بحران ارزی و رسیدن ارزش پول ملی کشور تقریبا به هیچ،بخاطر هجوم غیر مترقبه ملا زاده های وحشت زده و ترس از آخر و عاقبت جنایاتی است که مرتکب شده اند.بوده است.همه چیزشان تبدیل به روز مرّه گی شده،شکرگزار زنده بودن امروزشان با ترس از فردایشان هستند.بطوریکه در رابطه با حفظ برجام ،پیشنهادات طلایی از جمله خروج از یمن و... به آمریکایی ها داده اند.اتفاقا همین ضعف و پریشانی و شوریدگی و ترس و دلهره در سر تا پای رژیم،باعث شده،در محافل غرب،در مقابل دعوت به مماشات عده ایی بسیار اندک از اروپایی ها (سه کشور) اکثریتی به رهبری آمریکا،در فکرزدن آخرین ضربه بر پیکر منحوس رژیم باشند.بگفته یکی از ملاهای راس هرم قدرت،ایام انتظارآلوده به دلهره ،ترس اش از مرگ هم بیشتر است.همه در ایران میدانند که لحظه موعود فرا رسیده،آتش زیر خاکستر بزودی شعله ور و این بساط ضد همه چیز خوب را بهم میزند.
آنچه جریانها و برخی از شناختهشدهترین چهرههایِ جامعهیِ مدنی و سیاسیِ ایران را در این مقطع زمانیِ تاریخساز به چارهاندیشی انداخته است، شرایطِ خطیر کشورمان ایران میباشد. برای نجات ملت و برای نجات کشور. چراکه نگرانیِ مشترکِ ما ایران و دردِ مشترکِ ما، دردِ ایران و ایرانی است. نگرانیِ ما همانآ احتمالِ انقراض ایران است. کشوری که نیروهایِ انسانیِ خود و منابع آبي و طبيعي خويش را نسل اندر نسل از دست بدهد، محكوم به فنا ست. تجميع شاخصهایِ انسانی، اجتماعی، اخلاقی، اقتصادی، سیاسی و امنیتیِ انقراض در ایران امروز، امری است انکارناپذیر. دوگانهیِ ملیِ ما امروز چیزی نیست مگر دوگانهیِ بقاء یا انقراض.
هم ميهنان،
انتخاب میانِ این دو با ما ست. یا ایران را بازمیسازیم و شرایطِ اقتصادی، اجتماعی، رسانهای و فرهنگیِ بازسازیِ نظام سیاسیِ آیندهیِ آن را بر پایههایِ استوارِ دموکراتیک با یکدیگر فراهم میآوریم؛ یا ناظرِ فروپاشیِ همزمانِ حکومتِ فرقهای از یک سو و میهنمان ایران در سراشیبیِ آنارشی از سوی دیگر خواهیم بود. در آوردگاهی از این دست باید متاسفانه این واقعیتِ انکارناپذیر را نیز پذیرفت که گسلهایِ اجتماعیِ ایران تحتِ استبداد فرقهای، بشکل خطرناکی عمیق و چرکین شدهاند.
باری! ایران در دو راهی دموکراسی و آنارشی گرفتار آمده است. انتخابِ راه درست با ما ست.
سقوطِ جمهوری اسلامی نزدیک است. نظام نخواهد توانست از سقوط خود جلوگيري كند. از سوي ديگر، ميدانيم كه تاریخ از خلاء بیزار است. در درازایِ فرآیندِ فروپاشیِ نظام و پس از آن، خلاء اتوریتهیِ سیاسی اگر بر اساسِ همکاریِ اجراییِ شخصیتها و نخبگان سياسي پُر نشود، با نیروی دیگری پُر خواهد شد. پُر کردن این خلاء با معلوماتِ کتابی ممکن نیست. پُر کردنِ این خلاء نيازمند دادوستد سياسي در ميدان عمل است. پر كردن خلاء اتوريته سياسي با یک اِکوسیستمِ سیاسیِ مدرن و پایدار، تنها با هدايت اجراییِ دورانِ گذار و با همکاریِ نخبگان سياسي ممكن خواهد شد. برآيند دادوستد همين نخبگان است كه به شكلگيري اتوريته نوين خواهد انجاميد. اتوريته نويني كه به عنوان عالي ترين مرجع سياسي آينده، بتواند به مطالبات جامعه مدني رسيدگي كرده و به آنها جامه عمل بپوشاند. اگر نخبگان سياسي ایران به هر دلیلی از پسِ کارستانی از این دست برنیآیند و این خلاء را پُر نکنند، در پي فروپاشیِ محتوم حکومتِ فرقهای در ایران، خلاء اتوريته را نیروی دیگری پُر خواهد کرد. چراکه تاریخ از خلاء بیزار است.
هممیهنان!
دربرابر دوگانهای چنین سهمگین، یعنی در دوراهیِ تضمینِ بقاء ايران در شكوفايي از طريق دادوستد نخبگان از یک سو؛ یا انقراض در سراشیبیِ آنارشی از سوی دیگر؛ پرسش اين است که شاخصهایِ انسانی و گفتمانیِ نیرویی که بتواند با تسهيل و تسريع اجراییِ دوران گذار چنین خلایی را پُر کند، کدام اند؟
فرصت گران و خطر در كمين است. تاريخ به ما آموخته كه رويكرد حذفي به هرج و مرج منتهي خواهد شد. بازسازي يك اتوريته دموكراتيك در هرج و مرج ناممكن خواهد بود. سنگ بناي چنين اتوريته اي بايد از هماكنون گذاشته شود. لازمه اين كار، دادوستد عملي نخبگان سياسي از همين امروز است.
نگاه نسل سوخته به نخبگان سياسي است. هستند کانونهایی که از دل فعالینِ جوانِ داخل و خارج ایران می جوشند و در حال شکل گرفتن هستند. این کانونها چشمبهراه پیوستن به چهرههایِ رسانهای وشناختهشدهای هستند که با قلوب و اذهانِ نسلِ امروز و به زبانِ آنها با ایشان سخن میگویند. شایسته است که رسانههایِ کلان نیز توجه بیشتری به کشفِ رهبرانِ گمنام شبکههایِ فعالینِ جوان، بهویژه در داخل کشور داشته باشند. بهترین راه اثرگذاریِ مثبتِ این رسانهها بر تحولاتِ داخلِ کشور، با تاثیرپذیری بیشرشان از رهبرانِ جوانِ درحالظهور و شبکههای ارتباطی آنها هموار خواهد شد.
هممیهنان!
مطمئن باشید که در راه نزدیک کردن نیروهایِ ایراندوست و دموکراسیخواه به یکدیگر، همواره در کنار شما بوده و خواهم بود و از هیچ کوششی کوتاهی نخواهم کرد.
مجری: به جوش آمدن خیابانهای ایران، بهویژه با وجود جوانان برای انجام تغییری که از چهل سال پیش در انتظارش بودند. تغییر نظام سیاسی و همچنین سیستم اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی در جمهوری اسلامی.
گفتگویی طولانی در تمام زمینهها که به نکات مختلف میپردازد؛ از جمله آنچه که جامعه بینالمللی و در راس آنها، ایالات متحده میتوانند برای کمک به تظاهرکنندگان و کسانی که خواهان تغییر در ایران هستند، انجام بدهند.
این، گفتگویی استثنایی با شاهزاده رضا پهلوی، فرزند آخرین پادشاه ایران است.
مجری مصاحبه : شاهزاده به شما در تلویزیون «الحرّة»، خوشآمد میگویم. آیا شما که الآن در آمریکا هستید با جوانان و تظاهرکنندگان در ایران ارتباط دارید؟
شاهزاده رضاپهلوی : کاملاً درست است. ما در حال حاضر در جهانی متفاوت هستیم با راههای ارتباطجمعی از طریق اینترنتی که قبلاً وجود نداشته. یادم میآید چهل سال پیش، زمانی که در مصر بودیم، بعد از دو ماه از درگذشت پدرم و آغاز جنگ، نخستین نامهام برای ملت ایران از طریق تلکس بود. جهان امروز عوض شده و ارتباط در دسترس است و فوری. این را میگویم چون اطلاعات و اخبار در دسترس همه است و مردم میتوانند آگاه شوند و بیاموزند. تفاوت اساسی بین نسل کنونی ملت ایران با جوانان نسل خودم، همانا رغبت زیاد در دانستن آن چیزی است که در تاریخ ایران به وقوع پیوست، و اکتفا نکردن به رویارویی و مبارزه با نظام به علت ادامه دروغ گفتن.
پرسش : شاهزاده ، بعد از چند دهه از عزیمت پدرتان به خارج از کشور، ملت ایران درباره شما چگونه قضاوت میکند؟
پاسخ: آنها از خانوادههایشان میشنوند که اوضاع چگونه بود و امروز این اوضاع چگونه است. اکثر کسانی که در انقلاب علیه پادشاه شرکت داشتند امروز پشیمان شدهاند و افسوس گذشته را میخورند؛ چون پیشبینی نمیکردند که مملکت به وضع کنونی برسد. جوانان امروز میگویند که ما مسوول تصمیمات پدرانمان نیستیم. ما انتخاب دیگری برای آینده داریم.
پرسش : بعد از بسته تحریمهای مختلف در گذشته، به نظر شما چه نوع تحریمهایی باید علیه رژیم جمهوری اسلامی در ایران اتخاذ شود؟
پاسخ : این مسأله نیاز به پیگیری دارد. برای شما یک مثال میآورم. هماکنون که با شما صحبت میکنم، ایرانیانی هستند که در شهرها و روستاهای ایران تظاهراتی به راه انداختهاند. اطلاعات بهدستآمده حکایت از آن دارد که رژیم فشارهایی برای استفاده از اینترنت وارد کرده است. هنگامیکه درباره تحریمها صحبت میکنیم و بهویژه از طرف آمریکا، میتوانیم تصور کنیم که شرکتی مثل گوگل با آن اهمیتی که دارد، و تواناییاش در فراهم کردن ابزارهای دسترسی به اینترنت آزاد، این کار را انجام نمیدهد چرا که نگران است مقررات وزارت خزانهداری آمریکا را نقض کند. تحریمها در اساس، برای فشار آوردن به رژیم بود تا آن را وادار به گفتگو کنند که آنهم یک شیوه کلاسیک است. در اینجا از آغاز باید بگویم که در این مورد هیچ امیدی به رژیم حاکم بر ایران نبود. در زمان جنگ سرد، به یاد میآوریم که دو اردوگاه در بین بود: اردوگاه کمونیسم، و دیگری کشورهای آزاد. با این همه، امکان زندگی و گفتگو و حتا بستن قراردادهای نظامی در بین بود. درحالیکه وقتی با رژیمی در تعامل هستی که میگوید وجود من برای نابود کردن شماست، امکان گفتگو در بین نخواهد بود. این امیدِ اشتباه و واهی از اول آشکار بود. لذا سیاستهای تحریم برای تغییر نظام نبود بلکه برای تعدیل رفتار نظام بود.
مجری: به نظر شما در حال حاضر آمریکا برای کمک، چه کار میتواند انجام دهد؟
شاهزاده رضا پهلوی: این یک موضوع بسیار حساسی است که با تحریمهایی که به رژیم آسیب برساند و نه به ملت ایران، ارتباط دارد. بدیهی است که باید تحریمهایی برای بلوکه کردن حسابهای بانکی مسوولان و سران نظام مثل خامنهای و بقیه باند او اتخاذ شود. ما یک مافیای نظامی مثل سپاه پاسداران داریم که بر همه چیز مسلط است؛ آنهم از طریق شرکتهای گوناگون. همچنین میتوان تحریمهایی علیه سفر نمایندگان رژیم به خارج از کشور به اجرا گذاشت. همزمان بایستی از تحریمهایی که بر مردم تأثیرگذار است، کاسته شود. در حال حاضر ملت ایران آماده پرداخت هزینه است؛ به شرطی که جهان با ملت ایران جدی باشد و از تظاهرکنندگان پشتیبانی کند؛ نه اینکه جهان تلاشش برای گفتگو با رژیمی باشد که دست به هر کاری میزند تا بماند.
مجری: آیا این تظاهرات ادامه خواهد داشت؟ به نظر شما جامعه جهانی در حال حاضر چه کمکهایی باید به تظاهرکنندگان ارائه دهد؟
پاسخ : ما ایرانیان چه چیزی از جامعه بینالمللی میخواهیم؟ ما گفتیم که در ایران تحولی ایجاد نخواهد شد مادامیکه ایران در گروگان این رژیم است. هنگامی که این رژیم حق آزادی بیان نمیدهد، راهحل یگانه این است که علیه او قیام کرد. من درباره یک انقلابی که هرج و مرج به بار آورد صحبت نمیکنم. شیوه من همیشه دعوت به نافرمانی مدنی و مسالمتآمیز بوده و است. یعنی سناریوی تغییر بدون مشارکت نیروهای مسلح در آن و با کمترین خسارتها. در مقابل، اینکه آنها [نیروهای مسلح] در نظام جدید مورد تعقیب و محاسبه قرار نگیرند. نباید آنچه که در عراق برای بعثیها رخ داد در ایران اتفاق بیفتد. این پیامی بود که برای نیروهای مسلح ایران فرستادم و از آنها پرسیدم که آیا با ملت خواهند بود و یا علیه ملت؟ رژیم در حال حاضر از ابزار ایجاد رعب و ترس استفاده میکند و تبلیغ اینکه پس از سقوطش اوضاع در ایران به هم میریزد. و این همان شیوه رژیمهای دیکتاتوری است. کشور سوریه فقط به دلیل دخالت جمهوری اسلامی به این وضعیت رسید. نکته دوم همانا نظر مسلمانان اهل تسنن درباره تلاش رژیم جهت گسترش طرح خلافت تشیع است. تا قبل از آمدن این رژیم، میان مذاهب اسلامی اختلافاتی در بین نبود. این را میگویم که مسأله ایران فقط محدود به ایران نیست، بلکه بر تمام منطقه تأثیر میگذارد.
مجری: شاهزاده، به نظر شما خواستههای جوانان امروز ایران چیست؟
پاسخ شاهزاده : جوانان در مصر یا الجزایر یا عربستان، از آنچه که در جهان میگذرد، بیاطلاع نیستند. این جوانان میخواهند با شرایط قرن بیستویکم زندگی کنند. من این را میدانم. با جوانان ایران و دیگر کشورها صحبت میکنم. اما در مورد ملتم میگویم که ما در طول تاریخ طولانی خود، فرصتی برای برخورداری از آزادی و دموکراسی به طور کامل به دست نیاوردیم. هنگامیکه صد سال پیش انقلاب مشروطیت داشتیم در این مورد دستاوردهای زیادی به دست آوردیم اما به طور کامل به آزادی سیاسی واقعی نرسیدیم. به سؤال شما برمیگردم و تأکید میکنم که جوانان امروز با پشتیبانی طرفداران جامعه مدنی و روشنفکران، به دنبال تصریح و توضیح ایده سکولاریسم برای مردم عادی هستند تا بدانند این ایده با دین و اعتقادات مذهبی هیچ مخالفتی ندارد. مجری: به عنوان شاهزاده، اگر از شما خواسته بشود تا در گفتگوهای سیاسی برای مرحله انتقالی و یا انجام یک نوع تغییر سیاسی در ایران دعوت شوید، اینگونه مشارکت چگونه خواهد بود؟
شاهزاده رضا پهلوی: به نظر من نقش فعلی و طبیعی من، و آنچه که از من انتظار میرود، این است که وسیلهای برای همبستگی باشم. این همیشه سیاست من در این سالهای تبعید بوده است. خودم هیچ جاهطلبی شخصی ندارم و وظیفه خودم را به عنوان یک شهروند ایرانی، همانا تلاش برای رسیدن کشور به دموکراسی واقعی میدانم. منظورم تشکیل نظامی پارلمانی است. اما نوع نظام، بر عهده ملت ایران است که آن را تعیین میکنند. من درباره ساختار نهادهای سیاسی صحبت میکنم و نه دستهبندیهای فکری و ایدئولوژیک؛ چون در ایران گرایشهای مختلف از چپ تا راست و غیره وجود دارد. ما در حال حاضر در مرحله مبارزه با رژیم هستیم و زمان آن رسیده تا نیروهای دموکرات ایران سناریوی تغییر را ارائه دهند و با هم متحد شوند تا کشور به دموکراسی واقعی برسد. مردم در خیابان هستند و نیاز به راهنمایی دارند. رفتارم و شخصیتم به دنبال انتقامگیری نیست. من فردی هستم خوشبین و مثبت. شخصاً بهترین انتقام برایم، لحظهای است که ملت ایران نحوه زندگی و آینده خود را بدون هیچ دخالتی تعیین کنند. خوشحال خواهم شد که شاهد این لحظه باشم.
مجری: شاهزاده رضا پهلوی، فرزند آخرین پادشاه ایران، با سپاس فراوان از حضور شما و شرکت در این گفتگو در تلویزیون «الحره». امیدواریم که بار دیگر با شما ملاقات کنیم
درداخل کشور- گرچه اظهارات و بیانیه های اخیر برخی از سران رژیم،بعد ازقیام ملی سرتاسری اخیر،حاکی از مهر تصدیق نانوشته در خصوص به عرصه رسیدن کامل بحران مشروعیت رژیم و آغاز بحران فروپاشی ،بمنزله آخرین تلاش ها در آخرین دقایق،برای نجات رژیم است.در عین حال بمعنی این هم هست.که رژیم در پشت درب های بسته،باین نتیجه رسیده،که در خیرش قریب الوقوع آتی،تمام طبقات اجتماعی و شغلی،شامل مجموعه طبقات محروم و متوسط به پائین که خالق جنبش دیماه بودند .باضافه طبقه متوسط به بالایی که نمودش در جنبش سبز به عرصه رسید.با تغییر موضع قبلی و تبدیل شدن به یک جنبش براندازی مطلق،به اضافه نیروهای متوسط و میانه دستگاههای عریض و طویل رژیم، که عمدتا ازین طبقه و حتی طبقه متوسط به پایین هستند.شرکت می کنند.اینکه می گویند.چهار تا رفع حجاب به رژیم لطمه نمی زند.(مطهری) یا این جمله روحانی(محال است پادشاهی برگردد) و یا کاسه داغ تر از آش شدن برخی از مهره های کلیدی رژیم به طرفداری از مردم تا حد رفع حجاب و... ناشی از دغدغه های عمیقی است.که این روزها،همچون خوره ،به ذهن و روان سران رژیم رسوب کرده و بشدت آزارشان میدهد.همه اینها باضافه دستور عقب نشینی سپاه از فعالیت های اقتصادی و بیرون آوردن مهره های کلیدی اما کنار گذاشته رژیم از پستو ها و فعال شدن شان در صحنه،آخرین تلاشهای مریض محتضری است .که به هر دستآویزی برای نجات خویش چنگ میزند. درخارج از کشور- کم گویی اما گزیده گویی این بار پرزیدنت ترامپ در سخنرانی اخیرش در کنگره در مورد ایران،اولا حاکی از روی میز گذاشتن مسئله نقض حقوق بشردر ایران ،حمایت از قیام مردم تا مرجله فروپاشی رژیم و ثانیا دادن آخرین فرصت به متحدان اروپایی اش بود. که وعده اصلاح برجام،لغو برنامه موشکی رژیم، خاتمه دخالت های منطقه ای رژیم و تعطیلی پروژه پدرخواندگی تروریسم اسلامی، را در دستور کار دارند.تا در اقدام بعدی، نق زدنها برای همیشه تعطیل و اجماع جهانی علیه رژیم ،بدون هیچگونه شرط و بهانه ای ( تا حد اجماع در شورای امنیت ) شکل بگیرد. نتیجه - پرزیدنت ترامپ می داند.که رژیم خواه ،همه ی شروط وی را بپذیرد. یا در مقابل مشورت های اروپایی ها ،جهت این عقب نشینی ها، ایستادگی کند. رفتن اش (مرگ رژیم ) حتمی بوده، با توام شدن دفاع تمام قدش از مردم ایران ،با محوریت حقوق بشر(مخصوصا مسائل زنان ایران از جمله مسئه رفع حجاب با توجه به زن بودن نصف حمعیت کره زمین و در آنتن بودن مسائل زنان در جوامع بین المللی) همراه با خیزش نهایی مردم ،با توجه باین حمایت ها ،که در حال جهانی شدن است .سرانجام خاتمه این بساط اهریمنی رقم می خورد .